امروز :
مقالات
میلان کوندرا و توتالیتاریسم
1395/11/11 - 22:44
دکتر محمدرضا سرگلزایی

میلان کوندرا رمان نویس اهل چک و متولد ۱۹۲۹ است. کوندرا از ۱۹۵۸ در حالی که هنوز در چکسلواکی آن روز زندگی می کرد در رمان های "شوخی" و "زندگی جای دیگری است" و در مجموعه داستان "عشق های خنده دار" به نقد جامعه ای پرداخت که زیر سلطه حکومت تک حزبی و توتالیتاریسم قرار داشت.

هرم نیازهای مازلو و توسعه فرهنگی
1395/11/11 - 22:39
دکتر محمدرضا سرگلزایی

مقدمه: آبراهام مازلو روان شناس آمریکایی هِرَم نیازها را برای انسان ترسیم کرده است و الوین تافلر جامعه شناس و آینده پژوه آمریکایی دوره های تاریخی را بر مبنای نظام تولید رسم کرده است. در این گفتار بر اساس نظریات این دو نفر به کنکاش راجع به نیازهای بشری، تاریخ تمدّن ( توسعهٔ فرهنگی ) و ارتباط آن با رشد اقتصادی پرداخته ام. مازلو راجع به فرد انسان نظریه پردازی کرده و تافلر راجع به جامعه ی بشری، من این دو نظر را با هم درآمیخته ام و نسبتی بین رشد اقتصادی و رشد فرهنگی یک جامعه برقرار کرده ام.

آرکه تایپ روشنفکران
1395/11/11 - 22:38
دکتر محمدرضا سرگلزایی

از دیدگاه کارل گوستاو یونگ عوامل سرشتی و تربیتی باعث می شود انسان ها در تیپ های مختلف شخصیتی قرار گیرند ولی این تیپ های شخصیتی علیرغم تنوع و تکثری که دارند از الگوهای محدود و ثابتی پیروی می کنند که به واسطه عمر درازشان یونگ آن ها را کهن الگو (آرکه تایپ) نامید. ویلهلم فریدریش نیچه پرآوازه آلمانی پیش از یونگ وجود دو آرکه تایپ آپولون (عاقل) و دیونیزوس (عاشق) را در انسان ها شناسایی کرده بود و عرصه رشد آدمی را عرصه تنازع و تعادل بین این دو آرکه تایپ دانسته بود.

زندانیان امید واهی
1395/11/11 - 22:36
دکتر محمدرضا سرگلزایی

بخش زیادی از مخالفان سوسیالیسم سرمایه دار نیستند، هیچ امید واقعی هم به سرمایه دار شدن آن ها وجود ندارد، آن ها به دلیل یک امید واهی طرفدار سرمایه داری هستند! یکی از فریب های نظام سرمایه داری ایجاد امیدهای واهی است. فیلم ها و داستان های زیادی توسط رسانه های مروج سرمایه داری ساخته می شوند که یک فرد فقیر بی خانمان همچون الیور تویست یا سارا کرو وارث ثروت عظیم یک سرمایه دار خیرخواه می شود.

هانا آرنت، کارل یاسپرز و مسئولیت سیاسی
1395/09/22 - 22:57
دکتر محمدرضا سرگلزایی

هانا آرنت در سال ۱۹۰۶ در یک خانواده یهودی آلمانی متولد شد و از سال ۱۹۲۴ به تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه های ماربورگ، فرایبورگ و هایدلبرگ پرداخت و شاگرد مارتین هایدگر، ادموند هوسرل و کارل یاسپرز بود که هر کدام نقش برجسته ای در اگزیستانسیالیسم آلمانی و پدیدارشناسی داشتند. رساله دکتری فلسفه هانا آرنت "مفهوم عشق در دیدگاه سنت آگوستین" بود که زیر نظر کارل یاسپرز روانپزشک-فیلسوف آلمانی انجام گرفته بود.

نبرد بر سر تاج
1395/09/22 - 22:50
دکتر محمدرضا سرگلزایی

"مهدی سحابی" مترجم کتاب "دانه زیر برف" اینیاتسیو سیلونه" در مقدمه ای که بر این کتاب نوشته است موضوع "نهضت و نظام" را مطرح می کند. از نظر او هر جنبش سیاسی - اجتماعی تا زمانی که در جایگاه فرو ریختن کاخ نظام پیشین است پویا و پذیرنده است اما زمانی که تاج از سر نظام پیشین برداشت و خود از جایگاه نهضت به جایگاه نظام رسید بسته، جزم اندیش (Dogmatic)، پارانویید و خودشیفته می شود.

سانسور-شایعه-سرمایه اجتماعی
1395/09/22 - 22:38
دکتر محمدرضا سرگلزایی

توان اقتصادی یک فرد تنها بستگی به مقدار اموال و املاک او ندارد، بلکه این که یک فرد چقدر در جامعه اعتبار و نفوذ دارد هم جزئی از توان اقتصادی است. به این بخش از توان اقتصادی، سرمایه اجتماعی (Social Capital) می گوییم.

همانطور که یک فرد علاوه بر سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی دارد یک جامعه هم دارای سرمایه اجتماعی است. ایران از حیث سرمایه اقتصادی کشوری ثروتمند است اما از حیث سرمایه اجتماعی کشوری ضعیف است!

همرنگ جماعت
1395/09/22 - 22:29
دکتر محمدرضا سرگلزایی

پارک ملی آریزونا یک منطقه جنگلی حفاظت شده در آمریکاست. برخی از بازدیدکنندگان از این پارک ملی از این منطقه حفاظت شده چوب بر می داشتند و این ماجرا باعث به هم خوردن وضعیت طبیعی جنگل می شد. یک پژوهشگر تصمیم گرفت راجع به پیام هایی که می تواند این رفتار را تغییر دهد تحقیق کند.

اولین پیروان
1395/09/22 - 22:22
دکتر محمدرضا سرگلزایی

در سال 2010 درک سیورز بنیانگذار فروشگاه موسیقی "سی دی بیبی" فیلمی را در کنفرانس تی.ای.دی به نمایش گذاشت. در ابتدای این فیلم، مردی در یک زمین مشغول ورزش بود. سپس یک نفر به او ملحق شد، از او تقلید کرد و به کار او اعتبار بخشید. خیلی زود نفر سوم هم به آنان پیوست و سپس جمعیتی عظیم مثل یک جشنواره ورزشی به راه افتاد.

عضویت و تفکر
1395/09/22 - 22:16
دکتر محمدرضا سرگلزایی
یکی از مهم ترین نیازهای انسان، پذیرفته شدن و تعلق داشتن است. اغلب انسان ها از انزوا و طرد شدن می ترسند و علاقمندند که به عنوان عضو یک گروه مورد پذیرش قرار گیرند. در بحران نوجوانی (که نوجوان نسبت به والدینش دیدی انتقادی و نگرشی عصیان گرا پیدا می کند) نیاز به تعلق از خانواده به محیط بیرون انتقال می یابد و نوجوان به شدت تحت تاثیر الگوهای تفکر و رفتار "گروه رفقا" قرار می گیرد و ما این "همرنگ جماعت شدن" (Conformity) را به وضوح در تغییر ادبیات گفتاری نوجوان و پیروی او از مد می بینیم.
افسانهٔ پسیشه ، فلسفهٔ افلاطونی و درمانگر یونگی
1395/09/19 - 1:5
دکتر محمدرضا سرگلزایی

افسانهٔ پسیخه (یا سایکی یا پسیشه) یکی از داستان های اساطیری و نمادین یونان و روم باستان است که حداقل از این نظر که نام سایکی (psyche)  معادل کلمه ی «روان» و پیشوند کلمات روان شناسی و روانپزشکی است باید مورد علاقه ی متخصصان حوزه ی سلامت روان قرار گیرد.

گرچه نخستین بار این افسانه  در سدهٔ دوم میلادی توسط   Lucius Apuleius Madaurensis  فیلسوف افلاطونی در کتاب «استحاله» یا Metamorphoses  روایت شده‌است، امّا قدمت این افسانه بدون شک به اعصار قبل از این دوران بازمی‌گردد

در باب فرایند سوگواری
1395/09/19 - 0:32
دکتر محمدرضا سرگلزایی

تجربه ی فوت نزدیکان و عزیزان، اتفاقی است که همه ما در زندگی با آن مواجه شده ایم یا خواهیم شد. این تجربه ی سوگ، یک واکنش طبیعی سوگواری به وجود می آورد. هرچند چنین واکنشی بخشی طبیعی از زندگی است، اما گاهی این واکنش به حدّی شدید و غیرطبیعی می شود که نیازمند مداخله ی روانپزشک یا روان شناس بالینی می شود. از سوی دیگر آگاهی از فرایندهای روانشناختی داغدیدگی به افراد کمک می کند که بدانند در برخورد با داغدیدگان چه رفتارهایی مفیدتر و مناسب ترند.

آزمون استخدامی برای پیر طریقت
1395/09/16 - 23:53
دکتر محمدرضا سرگلزایی

کارل گوستاو یونگ، روانپزشک سوئیسی، در کتاب "سمینار یونگ درباره زرتشت نیچه" با زبان طنز می گوید: "اگر یک روز با کسی برخورد کردید که تصور کردید یک پیر طریقت یا مرشد معنوی است از او بخواهید پرواز کند یا روی آب راه برود!" یونگ می خواهد بگوید تصور خیالی که ما از یک راهنمای معنوی داریم گاهی اوقات آسیب های جدی به ما وارد می کند. ما بر اساس قصه ها، کارتون ها، شعرها و فیلم ها در انتظار ملاقات با کسی هستیم که بتوانیم سر بر آستان او بگذاریم و بخوانیم:

بر آستان جانان گر سر توان نهادن                   فریاد سربلندی بر آسمان توان زد

صداقت، دروغ، سیاست
1395/09/16 - 23:39
دکتر محمدرضا سرگلزایی

گرچه از منظر "اخلاق مطلق گرا" (که امانوئل کانت سخنگوی آن است) دروغ گفتن به طور مطلق یک رذیلت است و هیچ شرایط و منافعی توجیه کننده دروغ نیست، از دیدگاه روانی-اجتماعی می توانیم دروغ ها را به دو دسته تقسیم کنیم: گروه اول دروغ هایی هستند که ناشی از رانشگر (Driver) "دیگران را راضی کن" (Please others) هستند. از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل (Transactional Analysis) هر کدام از ما در جریان تربیت "اوامر و مناهی" خاصی را از محیط دریافت می کنیم. این "امر و نهی ها" در سراسر زندگی ، تعیین کنندهٔ تصمیمات ما هستند. هنگامی که خانواده، آموزش و پرورش و رسانه دستور "دیگران را راضی کن" را در پیش نویس زندگی ما نوشته باشند ما در سراسر عمر تلاش می کنیم "به هر قیمتی" دیگران را خوشنود کنیم.

بُت های خودفروش و بُت پرستان خیانتکار
1395/08/30 - 15:21
دکتر محمدرضا سرگلزایی

بخش اعظم ستاره های سینما و تلویزیون دچار ویژگی های «نارسیسیستیک - هیستریونیک» هستند. من نمی دانم این افراد این ویژگی های شخصیتی را پیش از ستاره شدن هم داشته اند یا این ویژگی ها محصول ومعلول شهرت هستند. افراد هیستریونیک نارسیسیست به شدّت نیاز به توجه و ستایش دارند، آنها از خود تصویری درخشان و با شکوه به دیگران ارائه می دهند و همانطور که دیگران سناریوی آنها را باور می کنند خودشان هم کم کم بازیچهٔ بازی خودشان می شوند ، هویت اصیل و مستقل خود را از دست می دهند و تبدیل به یک کاراکتر نمایشی می شوند چنان که انگار در تمام زندگی جلوی دوربین فیلمبرداری هستند!

فاشیسم و سینما
1395/08/30 - 15:17
دکتر محمدرضا سرگلزایی

پیش از این در مقالات متعددی به طور گذرا به فاشیسم پرداخته بودم که از آن بین مقالات "یونگ و فاشیسم" ،"پیشگویی داستایوسکی" و "هانا آرنت، کارل یاسپرز و مسئولیت سیاسی" را می توانم نام ببرم. در این یادداشت به جنبه ی رسانه ای شکل گیری فاشیسم اشاره می کنم.

فاشیسم Fascism چیست؟ فاشیسم نوعی از نظام حکومتی است که در آن قدرت سیاسی به خود هاله ای قُدسی عطا می کند و ردای مرجعیت دینی به تن می کند. 

گرامشی- هژمونی- فرودستان پرستشگر
1395/08/04 - 23:45
دکتر محمدرضا سرگلزایی

وقتی با طبقه ی فرودست اقتصادی گفتگو می کنم شگفت زده می شوم که طبقه ای که بیش از همه قربانی وضع موجود است بیشتر از همه مدافع وضع موجود است! چنین برخوردهایی مرا به یاد اصطلاح «افیون توده های کارل مارکس» و «هژمونی آنتونیو گرامشی» می اندازد. پس در این یادداشت کمی راجع به هژمونی گرامشی می نویسم.

مادر-صلح-آرامش
1395/08/04 - 23:44
دکتر محمدرضا سرگلزایی

خانم کارو دو بوآ در سال ۱۹۰۳ از پدر و مادری سوئیسی در آمریکا متولد شد. او در ۱۹۲۸ در رشته تاریخ از دانشگاه کلمبیا کارشناسی ارشد گرفت و در سال ۱۹۳۲ در رشته انسان شناسی از دانشگاه کالیفرنیا دکترا گرفت. "کارو دو بوآ" از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ به جزیره آلور در شرق اندونزی سفر کرد و همراه با دستیارانش به بررسی شخصیت مردم قبایل آلور پرداخت.

ریچارد نیکسون-الویس پریسلی-غسل تعمید
1395/08/01 - 22:19
دکتر محمدرضا سرگلزایی
همه شما نام ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا را شنیده اید. نیکسون به دو دلیل جزو رئیس جمهور های بدنام آمریکاست. یکی از دلایل بدنامی نیکسون این است که جنگ ویتنام در زمان ریاست جمهوری نیکسون اتفاق افتاد و نیکسون در جنایاتی که در ویتنام اتفاق افتاد مسئول است. دومین دلیل بدنامی نیکسون تخلفات تیم او در انتخابات ریاست جمهوری بود. دومین نوبتی که نیکسون رئیس جمهور شد رسوایی "واترگیت" ایجاد شد و خبرنگاران با افشاگری علیه نیکسون نشان دادند که نیکسون در انتخابات مداخله های غیر قانونی انجام داده است. شک مستند به صحت انتخابات باعث شد که نیکسون مجبور به استعفا شود.
  
صدایی از اعماق سال ها
1395/08/01 - 0:20
دکتر محمدرضا سرگلزایی

خانم جوانی که روبروی من نشسته بود نمونه کاملی بود از آنچه زیگموند فروید پایه گذار روانکاوی نامش را "وسواس تکرار" یا "جبر تکرار" گذاشته است. این خانم چند سال پیش به پیشنهاد خانواده با خواستگاری ملاقات کرده بود که پیش از آن هیچ شناختی از او نداشت. می گفت که این ملاقات در واقع به اجبار خانواده صورت گرفته بود زیرا که در آن زمان مشغول درس خواندن برای کنکور بود و بیشتر دغدغه اش کنکور و دانشگاه بود تا ازدواج، اما خودش نمی دانست چرا به محض این که چند کلمه با آقای خواستگار گفتگو کرده بود مهر این آقا بر دلش نشسته بود و به این خواستگاری جواب مثبت داده بود.

افیون توده ها یا روح یک جهان بی روح؟
1395/07/14 - 16:4
دکتر محمدرضا سرگلزایی

کارل مارکس گفته است : "مذهب افیون توده ها و روح یک جهان بیروح است!"
نظریه پردازان حوزه روانشناسی درباره دین داری نظرات متفاوت و بلکه متضادی داشته اند. برخی دین را ساخته و پرداخته نهادهای قدرت قلمداد کرده اند، نهادهایی که با تعریف و ترویج سبک زندگی دینی سعی در اسیر کردن توده ها داشته اند. نمونه ای از چنین ماجرایی جامعه یونان باستان بود. در این جامعه دین اشراف با دین توده ها متفاوت بود! اشراف به خدایان المپ اعتقاد داشتند که گر چه آفریننده جهان هستند اما در اداره جهان نقشی ندارند و جهان بر اثر قواعد و علیت کاملا مادی می چرخد و زندگی بعد از مرگ نیز وجود ندارد.

گفتمان خشونت/ادبیات اوباش
1395/06/05 - 23:46
دکتر محمدرضا سرگلزایی

هر چه که می گذرد رواج ادبیات اوباش در جامعه ما بیشتر می شود. واژه ها و عبارت هایی که زمانی دشنام و ناسزا محسوب می شدند بخشی از گفتمان معمول طبقه متوسط و حتی تحصیلکرده شده اند. چه فرایندی رخ داده است که ما ایرانیان به فرهنگ اوباش گرایش پیدا کرده ایم؟

!درددلی که تبدیل به دل‌درد شده بود
1395/05/15 - 1:42
دکتر محمدرضا سرگلزایی

تازه سال دوم رزیدنتی روان‌پزشکی را شروع کرده بودم که استادم، بیماری را برای درمان هیپنوتیزمی یا هیپنوتراپی به من ارجاع دادند. بیمار، خانم جوانی بود که از چند سال پیش دچار درد شکم می‌شد. تا جایی که خاطرم است، بیش از سه سال بود که تقریبا هفته‌ای یک‌بار معمولا نیمه‌شب‌ها دچار درد شکم شدید می‌شد، به‌طوری‌که داروهای مسکن، درد او را آرام نمی‌کردند و همسرش او را به بیمارستان می‌برد. اغلب تا زمانی‌که یک داروی مسکّنِ مخدّر  به او تزریق نمی‌شد، دردش ادامه پیدا می‌کرد. این حمله‌های دردناک باعث به‌هم‌خوردن نظم زندگی این خانواده شده بود و علاوه‌برآن، اضطرابی دائمی نیز بر زندگی آن‌ها سایه انداخته بود .

یونگ و فاشیسم
1395/05/05 - 23:0
دکتر محمدرضا سرگلزایی

زمانی که فاشیست ها در آلمان و اتریش روی کار آمدند یونگ به قدرت رسیدن آنها را یک پدیده مذهبی دانست و اسم این پدیده را مذهب اوباش نهاد!

فاشیست ها بر شانه های اوباش سوار می شوند:

تکنیک موفقیت آنها این است که یک مذهب جدید خلق می کنند مذهبی که در آن اطاعت از پیشوا تنها شرط رستگاری است!

فوکو - مارکس - فرهنگ - اقتصاد
1395/05/05 - 22:57
دکتر محمدرضا سرگلزایی

میشل فوکو فیلسوف فرانسوی در سه کتاب مهم، چارچوب فلسفه پسامدرن را تبیین می کند: تاریخ درمانگاه - تاریخ جنون و تاریخ سکسوآلیتی (رفتار جنسی). در این سه کتاب "فوکو" به سه حوزه بسیار مهم زندگی انسان می پردازد: سلامت جسمی، سلامت روانی و سلامت جنسی.

شطرنج تجویز می شود
1395/05/05 - 22:47
دکتر محمدرضا سرگلزایی
شطرنج تجویز می شود!
 
مولانا در دفتر سوم مثنوی حکایت شیرینی دارد از کسی که به دکان زرگری می رود تا ترازوی زرگر را قرض بگیرد ولی زرگر به او می گوید من غربال ندارم ، آن فرد تاکید می کند که من ترازو می خواهم و این بار زرگر پاسخ می دهد من جارو ندارم!
شکاف طبقاتی؛بمب ساعتی
1395/05/05 - 22:45
دکتر محمدرضا سرگلزایی

شکاف طبقاتی: بمب ساعتی! در هفته ای که گذشت روز جهانی کارگر (اول ماه می) با روز معلم (دوازده اردیبهشت) همزمان شد و این تقارن برای من که هم خود را کارگر می دانم و هم معلم، تقارن معنی داری بود. طبقه کارگر (یا پرولتاریا) شامل کسانی است که از طریق کار کردن ارتزاق می کنند، در مقابل، طبقه سرمایه دار (یا بورژوا) کسانی هستند که سرمایه شان درآمد ایجاد می کند و مجبور نیستند برای ارتزاق کار کنند.

من امیدوارم
1395/02/16 - 12:53
دکتر محمدرضا سرگلزایی

۱- اگر همچون "توماس هابز" فیلسوف قرن هفدهم بریتانیایی بپذیریم که انسانها ذاتا خشن، خودخواه و حریص هستند آنگاه وضعیت موجود در جامعه بشری اجتناب ناپذیر و غیر قابل اصلاح به نظر می رسد. هابز در کتاب "هیولا" (Leviathan) که در سال ۱۶۵۱ نوشت ادعا کرد که "انسان، گرگ انسان است" (Homo homini lupus) پس اساسا قرار است انسان ها به دست انسان های قوی تر خورده شوند، پس این که نود درصد ثروت و امکانات جهان در اختیار ده درصد از مردمان است امری است"طبیعی" .

prescription drug coupons open viagra free sample coupons
روشنفکر کیست؟
1395/02/16 - 12:51
دکتر محمدرضا سرگلزایی

روشنفکر کیست؟
الف- امانوئل کانت اعتقاد دارد اگر در جامعه ای گزاره غالب این باشد که "فکر نکنید اطاعت کنید" آن جامعه در دوران تاریکی به سر می برد و اگر در فردی هم این گزاره غالب باشد آن فرد در دوران کودکی به سر می برد. گزاره ای که یک جامعه را به دوران روشنایی می برد و یک فرد را به بلوغ روانی می رساند این است که "جرات و شهامت آزاد اندیشی داشته باش".
بنابراین از نظر کانت روشنفکر بودن دو ویژگی دارد: اول علم و آگاهی و دوم شجاعت و شهامت.

تلویزیون به جای واقعیت: روان پریشی جمعی
1395/01/10 - 12:27
دکتر محمدرضا سرگلزایی

1-بین سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶ شبکه تلویزیونی ABC  آمریکا سریالی پخش می کرد با نام "دکتر مارکوس ولبی". رابرت یانگ هنرپیشه آمریکایی در این سریال نقش یک پزشک حاذق را بازی می کرد. در این دوران رابرت یانگ هر روز صدها نامه از مخاطبان سریال تلویزیونی دکتر ولبی دریافت می کرد که از او راجع به بیماری های خود سؤال می کردند!  

بازخوانی داستان ضحاک : واژه های فریبکار
1394/12/25 - 10:41
دکتر محمدرضا سرگلزایی

رابین روبرتسون در کتاب "راهنمای مقدماتی روانشناسی یونگی" ، "کهن الگو" را "داستان های تکرار شونده" تعریف می کند. از دیدگاه روانشناسی آرکی تایپی (کهن الگویی) در داستان های متعدد و متکثر جهان می توان مایه های مشترک و تکرار شونده (موتیف) یافت  گرچه در این ایده، مایه ای از "جبر اندیشی" وجود دارد اما تنها با دانستن جبرها و قواعد هستی است که ما به حق انتخاب و اختیار واقعی خود واقف می گردیم. اختیاری که بدون آگاهی از جبرها و محدودیت ها باشد یک اختیار تخیلی و توهمی است، همچون تخیل پرواز در کسی که به قواعد فیزیک و مکانیک همچون جاذبه زمین، اصطکاک و قوانین آئرودینامیک ناآگاه باشد.

کارمند شریف اداره سلاخی
1394/12/25 - 10:37
دکتر محمدرضا سرگلزایی

ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاه های کار اجباری می فرستاند. بعد نوبت به یهودی ها رسید. زن و مرد در این اردوگاهها به کار طاقت فرسا می پرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت می کردند. وقتی بیمار و ناتوان می شدند به "حمام" فرستاده می شدند. در این حمام ها گاز سمی استنشاق می کردند و ظرف چند دقیقه بدون صرف فشنگ جان می دادند. سپس جنازه ها را در کوره ها می سوزاندند، "تمیز ترین" شکل کشتار!

طنازی دردمندانه
1394/12/11 - 14:49
دکتر محمدرضا سرگلزایی

 در فرهنگ ایرانی جوک ساختن و لطیفه گفتن فراوان دیده می شود. این که کدام لطیفه ها سازنده (functional) هستند و کدام مخرب (dysfunctional) موضوع این یادداشت است.

بخشی از آهنگ زیبای هتل کالیفرنیا را که گروه Eagles می خوانند بسیار دوست دارم:

Some dance to forget,
Some dance to remember...

جو زدگی
1394/12/11 - 14:42
دکتر محمدرضا سرگلزایی

۱- در اواسط ۱۹۷۰ شرکت شکلات سازی "مارس" یکباره متوجه شد فروش شکلات هایش افزایش یافته است در حالی که هیچ تغییری در بودجه تبلیغاتی ایجاد نشده بود، قیمت شکلات هم تغییری نکرده بود، محصول هم همان بود، پس چرا فروششان بیشتر شده بود؟

فلسفه اومانیسم و طب قصه محور
1394/11/29 - 15:33
دکتر محمدرضا سرگلزایی

شاید برای اغلب پزشکان ایرانی واژه "طب قصه محور" نامانوس و ناشناخته باشد. Narrative medicine که من آن را طب قصه محور ترجمه کرده ام توسط دکتر Rita Charon (متخصص داخلی) بر اساس نظرات نظریه پردازانی چون Georg Engel و Eric Cassel شکل گرفت. این نظریه پردازان به "منحصر به فرد بودن" تجربه بشری معتقدند و "تجربه بیماری" را نیز برای هر فرد تجربه ای منحصر به فرد می دانند

چرا "مدیریت زئوسی" بحران آفرین است
1394/11/29 - 15:29
دکتر محمدرضا سرگلزایی

کتابی را می خوانم به نام "خدایان مدیریت" که نوشته ی "چارلز هندی" است. نویسنده ی این کتاب که تحصیلات خود را در دانشگاه آکسفورد انگلستان و سپس دانشگاه ماساچوست آمریکا (ام.آی.تی) به پایان رسانده است از سال 1972 استاد تمام وقت "روان شناسی مدیریت" در اولین دانشکده ی "ام.بی.ای" بریتانیا بوده است.

مهارت های زندگی برای غارنشینی که آپارتمان نشین شده است
1394/11/29 - 15:7
دکتر محمدرضا سرگلزایی

مقدمه  

مغز بشر قدمتی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار ساله دارد. در این دوران چند صد هزار ساله، فیزیولوژی مغز بشر تغییرات اندکی داشته است در حالی که شرایط زندگی بشر آنقدر دگرگون شده است که نه بشر سیصد هزار سال پیش می توانست زندگی در دنیای امروزی را تصور کند و نه بشر امروز می تواند تصور کاملی از زندگی در دنیای غارنشینی و جنگل نشینی داشته باشد.

آیا مغز -این ابزار باستانی- می تواند ابزار مناسبی برای زندگی پیچیده شهری باشد؟ جواب هم بلی هست هم خیر!

ریشه های هلنی اسطوره های کتاب مقدس
1394/11/16 - 12:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی

اسطوره بن مایه مشترک قصه هاست. همانطور که از تعداد محدودی کلمه، بی نهایت جمله ساخته می شوند، از بن مایه های محدود اسطوره ای هم بی شمار قصه ساخته شده اند. بسیاری از قصه ها اگر از منظر اسطوره شناسی بازبینی شوند ریشه ای باستانی و قدیمی تر از آن دارند که در بدو امر به نظر می رسد. آئین بنی اسرائیل از اولین آئین های تک خدایی است، دینی که خدای واحد قهار (یهوه) را جایگزین خدایان متعدد نمود.

یونگ و خدا -انگاره ها
1394/11/15 - 15:32
دکتر محمدرضا سرگلزایی
کارل گوستاو یونگ در کتاب "پاسخ به ایوب" موضوع خدا - انگاره "عهد عتیق" را مورد بحث قرار می دهد.
اغلب ما هنگامی که راجع به خداوند و یا "الوهیت" گفتگو می کنیم ابتدا این گزاره را می گوییم که خداوند برای ذهن ما تعریف نشدنی و غیر قابل فهم و در نتیجه غیر قابل وصف است. در متون مذهبی و ادبی نیز بارها به وصف ناشدنی بودن الوهیت اشاره شده است:
۱ - سبحانه و تعالی عما یصفون (سوره انعام - آیه ۱۰۰)
    خداوند از وصف های شما منزه و برتر است.
فمینیسم شترمرغی
1394/10/17 - 15:26
دکتر محمدرضا سرگلزایی
"رضاجاوید" درمقدمه کتاب "صادق هدایت، تاریخ و تراژدی" می‌نویسد: تاریخ ما ، سرود آفتاب پرست ها و شترمرغ های شرقی در بیابان های بی کران است. زبان در چنین هستی شناسی ای به عجزی همواره فزاینده برای تبیین و بازنمایی امور واقعی می رسد. این امر بیش از هر کجا در زبان شاعرانه فرهنگ ما نمود پیدا می کند، زبانی که در دنیای سنت  توانست تفسیر را جایگزین تغییر کند. بازی مفاهیم و استعاره ها، مجازها و تمثیل، آن چنان شیدای مان می کند که زخم های تاریخ را از یاد ببریم..."
در این عبارت دو بخش آن مورد تأکید من در این یادداشت است یکی الگوی شترمرغی فرهنگی ما و دیگری استفاده نادرست یا سوء استفاده از واژه ها.
دین و اخلاق
1394/09/24 - 12:14
دکتر محمدرضا سرگلزایی

۱- حدود پانزده سال پیش گزارشگری از یک نشریه مذهبی به من تلفن زد و خواستار وقتی برای مصاحبه شد. آن روزها به ندرت به اصحاب رسانه "نه" می گفتم ولی وقتی موضوع مصاحبه را پرسیدم به این یکی "نه" گفتم. قرار بود من راجع به "گریه" از دیدگاه روانپزشکی نظر بدهم !

ذهن زبان مند و کهن الگوها
1394/08/12 - 0:14
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ذهن زبان مند و کهن الگوها
پژوهش های زیست شناسان تکاملی نشان می دهد که انسان و پسر عموهای زیستی اش حدود 1.5 میلیون سال پیش از نیای مشترک شان منشعب شده اند. مزیت رقابتی پریمات هاي (ميمون ریخت ها) اخیر نسبت به نیای مشترک شان از طریق مکانیزم "انتخاب طبیعی" منجر به انقراض نيای مشترک شد و میمون ریخت های فعلی با تمام تفاوت ها شان، با الگوی زندگی مشابهی به زندگی شان ادامه دادند. اما یک جهش ژنی (موتاسیون) دیگر که حدود 200 تا 300 هزار سال قبل رخ داد، سرنوشت انسان را از عموزاده های زیستی اش کاملا جدا کرد. موتاسیون اخیر منجر به این شد که بخشی از مغز انسان نوین (هموساپینس ساپینس) از عموزاده هایش کاملا بزرگ تر باشد. این بخش مغز، لوب پره فرونتال (پیش پیشانی) نام دارد.
در درون کعـبه رسـم قبـله نيسـت-قسمت سوم
1394/08/10 - 15:31
دکتر محمدرضا سرگلزایی
خرسندی:ما نمیتوانیم تمام ویژگی های هادسی را بر شمس بیان کنیم، درست است که فردی درونگرا بوده، ولی دست به سفر می زند. یک آدم هادسی سفر نمی کند، من فکر می کنم وجه هرمسی شمس قوی بوده و بخش هایی از ویژگی های یک آدم هادسی را هم با توجه به توضیحاتی که شما دادید می توانیم بپذیریم. پس بهتر نیست بگوییم یک آدم هرمسی هادسی است که وجه دیونیزوسی اش هم تقویت و رشد کرده است.

ما دو جور سفر میکنیم، یک جور،"سفر از" است،و یک جور دیگر سفر، "سفر به "است. بعضیها سفر میکنند چون میخواهند دوستان جدید پیدا کنند، این سفر هرمسی است. برعکس،سفرهایی است که برای تنهایی است.،مثلا رنه دکارت" فیلسوف-ریاضی دان فرانسوی مرتب در سفر بود، ولی سفر می کرد تا کسی او را نشناسد و مزاحم تاملات فلسفی اش نشود. این یک سفر هادسی است. اما کسی که هرمسی است به سفر میرود برای اینکه چیز های جدید را تجربه کند. چیزی که در هرمسها وجود دارد این است که هرمسها محبوبند و چیزی که من شنیده ام این است که شمس زیاد محبوب نبوده است.
در درون کعـبه رسـم قبـله نيسـت-قسمت دوم
1394/08/04 - 16:0
دکتر محمدرضا سرگلزایی
سرگلزایی:از نگاه امپدوکلوس فیلسوف یونانی، ما دو گرایش اساسی در شناخت داریم: گرایش لوگوسی (آپولونی) و گرایش اروسی (دیونیزوسی). در گرایش لوگوسی، ما برای شناخت هر چیز از آن فاصله می گیریم و برای  شناخت ، هر چیزی را به اجزائش تقسیم می کنیم و بر مبنای این اجزاء آن را می شناسیم. این یک نوع شناخت است و نوع دیگر شناخت اروسی است. در شناخت اروسی (دیونیزوسی)وقتی که چیزی را می خواهیم بشناسیم، آن را به درون خود می کشیم یا خود را در درون آن می اندازیم. برای این شناخت فاصله ها باید برداشته و تجربه شود. پس تا با چیزی درنیامیزیم نمیتوانیم آن را  بشناسیم.
در درون کعـبه رسـم قبـله نيسـت-قسمت اول
1394/07/26 - 1:26
دکتر محمدرضا سرگلزایی
گفتگوی محمد خرسندی با دکترمحمدرضا سرگلزایی در باره ی مولانا:
 
محمد خرسندی: شناخت مولوی و بررسی زندگی او و چگونگی تبدیل شدن یک فقیه سجاده نشین به یک عاشق قمارباز از یک سو و از سوی دیگر آن پیرمرد ژولیده موی بلندقد استخوانی که جرقه های تحول را در روان مولانا زد، باعث میشود تا سوالات زیادی در ذهن ما شکل بگیرد که شخصیت مولانا قبل از این تحول چگونه بوده و این تحول چگونه باعث شد تا مولانا در قمارعاشقی سرآمد همه عرفا شود، دوران کودکی، نوجوانی و میانسالی اش را چگونه سپری کرد، شمس که بود؟ از کجا آمد؟ توانایی تغییر در مولانا در چه مسیری طی شد؟ و همه این سوالات و سوالات دیگر از این دست را شاید نیازمند بررسی روانکاوانه باشیم و با ورود به دنیای آرکی تایپها شاید به جواب سوالات خود برسیم.
مثلث کارپمن ایرانیان
1394/07/18 - 23:38
دکتر محمدرضا سرگلزایی
استفان کارپمن روانپزشک آمریکایی و شاگرد اریک برن مثلثی را در تحلیل رفتار متقابل توصیف کرد که به توصیه اریک برن مثلث کارپمن نامیده شد.
مثلث کارپمن توصیفی است از وضعیت کسانی که نقش قربانی را پذیرفته اند و نه تنها از این نقش بیرون نمی روند بلکه آن را تقویت می کنند.
مثلث کارپمن سه ضلع دارد:
1- قربانی: محور اصلی مثلث کارپمن کسی است که خود را قربانی می داند. زندگی با او بی رحم بوده و انسانها مانع از شادکامی او شده اند. قربانی همیشه زخم خورده و آسیب دیده است و بقچه ای از خاطرات بد و سبدی از آه و ناله را با خود یدک می کشد!
رویا و اسطوره
1394/07/11 - 23:14
دکتر محمدرضا سرگلزایی
اگر پيش فرض هاي روانکاوي را نپذيريم، روياها (تصاويري که در حين خواب دچارشان هستيم) چيزي نيستند جز "مرور" سريع حوادث روز گذشته همراه با افکار، احساسات و خاطراتي که آن حوادث براي ما تداعي کرده اند. به طور قطع بخش زيادي از روياهاي ما چنين هستند: ترکيبي تصادفي و بي نظم از تصاويري که صرفا بر اساس "تداعي" به هم متصل شده اند. مغز، هنگامي که ما در خواب هستيم، فارغ از انبوه داده هاي حسي است، شروع به "انبارگرداني" و مرتب کردن داده هاي روز قبل مي کند و هر حادثه اي را در کشويي مي چيند که به نوعي با خاطرات و تصاوير آن کشو تشابه معنايي دارد. اين گونه است که ممکن است روزي که به دليل ايستادن روي "خط عابر پياده" توسط افسر راهنمايي و رانندگي"جريمه" شده ايم، شب در خواب ببينيم که در حال نوشتن "جريمه هايي" هستيم که معلم کلاس چهارم ابتدايي مان بابت "بدخطي" به ما داده بود و صبح که از خواب برمي خيزيم حيرتزده باشيم که چگونه و چرا اين خاطره پس از چهل سال براي ما زنده شده است!
اولیس در جهاد اکبر
1394/06/26 - 14:43
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در تاریخ اسلام آمده است که پیامبر اسلام به رزمندگانی که از جنگ برگشته بودند گفت:
"مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر!"
(دورود بر گروهی که نبرد کوچکتر را به اتمام رسانده اند و حال باید مشغول نبرد بزرگتر شوند!)
رزمنده ها می پرسند: "نبرد بزرگتر چیست؟"
پیامبر اسلام پاسخ می دهد: "نبرد با خود"
حدود هشتصد سال پیش از میلاد (چهارده قرن پیش از پیامبر اسلام) "هومر" حماسه سرای برجسته یونانی در شاهکار خود "ایلیاد" و "اودیسه" ماجرایی را با همین مضمون می سراید!
پری دریایی بی زبان
1394/06/11 - 15:5
دکتر محمدرضا سرگلزایی
"هانس کریستین اندرسون" یکی از پیشگامان و نام آوران ادبیات کودکان است. همه ما داستان های معروف او را شنیده ایم: جوجه اردک زشت - لباس نامرئی پادشاه و پری دریایی عاشق. در این یادداشت می خواهم قصه پری دریایی او را از دیدگاه یونگی تحلیل کنم.
شاهزاده ای در حال سفر دریایی است. کشتی دچار حادثه می شود و شاهزاده در کام امواج سهمگین فرو می رود. لحظاتی پیش از آن که از هوش برود و خود را تسلیم تقدیر نماید چهره دختری زیبا را می بیند و آنگاه از هوش می رود. این دختر زیبا یک پری دریایی است. موجودی خیالی که نیمی شبیه انسان است و نیمی شبیه ماهی! پری دریایی شاهزاده را نجات می دهد و تا ساحل می برد و باز می گردد. پسر پادشاه نجات می یابد و عمر دوباره را جشن می گیرد اما خاطره محو و مبهم آن دختر زیبا را که در فضای بین مرگ و زندگی دیده بود از خاطر نمی برد.
هفت خوان پینوکیو
1394/06/09 - 14:37
دکتر محمدرضا سرگلزایی
داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید. ژپتو (ژوپیتر) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند و این عروسک به نوعی صاحب "اختیار" می شود (پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).
وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. (شب ، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند و معنای کلمه آنیما نیز جان یا حیات است).
این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از درو دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد. ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه مدرسه می خرد و او را روانه مدرسه می کند اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند. (گربه نره نماد غریزه است و روباه نماد طمع می باشد و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).
نسخه ای برای یک ملت
1394/06/08 - 12:35
دکتر محمدرضا سرگلزایی
به طور قطع بر دیدگاه یونگی روانشناسی نقدهای جدی وارد است. با تعریف "پوپری" از علم، نه روانشناسی تحلیلی یونگ و نه هیچ یک از مکاتب روانکاوی را نمی توان در "باشگاه علم" پذیرفت. شاید جایگاه این شاخه ها از معرفت بشری بیشتر قلمرو فلسفه باشد تا علم، آن هم فلسفه از نوع اصالت عقلی ( rationalism) تا از جنس اصالت تجربه ( empiricism). با اذعان به همه نارسایی های نظریه یونگ ، در این یادداشت می خواهم از دیدگاه "نویونگی" به مسائل کلان ملی مان بپردازم.
روانشناسی آرکی تایپال ( archetypal psychology) که بیشتر با آثار "شینودا بولن" به ما شناسانده شده است شخصیت افراد را بر مبنای رب النوع های المپی یونان باستان طبقه بندی می نماید. هر رب النوعی دارای مجموعه ای از صفات کارآمد و ناکارآمد است که وقتی شخصیتی تحت تاثیر آن آرکی تایپ باشد آن صفات را در او می یابیم.
!امان از این کلمات
1394/06/03 - 13:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی
شايد يك سال قبل بود كه زوج جواني براي "زوج درماني" به من مراجعه كرده بودند. طبق معمول چنين جلساتي، هر كدام ليستي از گلايه ها و نارضایتی  ها را در ذهن شان داشتند كه يكي يكي ذكر مي كردند. يكي از اين موارد برايم خيلي جالب بود.
خانم جوان گفت: "چون عقايد مذهبي برايم خيلي مهم بود، قبل از ازدواج به همسرم گفتم من دوست دارم همسرم مذهبي باشد و او گفت من مذهبي ام؛ ولي بعد از ازدواج متوجه شدم كه او نماز نمي خواند!". مي دانيد مرد جوان چه جوابي داد؟ با خونسردي پاسخ داد:" نماز خواندن ربطي به مذهبي بودن ندارد! من مذهبي ام اما نماز نمي خوانم!
آن جا که غریزه ی مرگ فعال می شود
1394/05/28 - 9:17
دکتر محمدرضا سرگلزایی
«ویلیام گلاسر»،روان پزشک آمریکایی و پایه گذار نظریه انتخاب و واقعيت درماني، اعتقاد دارد كه ما خود سرنوشت خـود را مـي سـازيم . هيچ عامل قدرتمندي از خارج سرنوشتي را بر ما تحميـل نمـي كنـد، چه نام آن عامل را شانس بگذاريم چه آن را «قسمت» بنایم. نه خدايان، نـه شـياطين، نـه روح زمانـه و نـه جبـر تـاريخ هـيچ كـدام نمي توانند سرنوشت نهايي ما را رقم زنند . عوامل خـارجي اجزايـي از زندگي ما را تغيير مي دهند ولي ما توان آن را داريم كه با تغييـردادنِ جزء ديگري از زندگي مان آن عامل را خنثي كنيم يا حتـي آن را بـه  نفع خود به كار گيريم.
از نظر«گلاسر» ورشكستگي عاطفي، فقر، اعتياد و بيماري محصولِ انتخاب هاي ما هستند گرچه هيچ كس به طور فعال چنين گزينه هـايي را انتخاب نمي كند اما به صورت غيرفعال و غيرمستقيم اين گزينـه هـا را به زندگي خود فرا ميخواند .
درباره سه زن
1394/05/13 - 14:50
دکتر محمدرضا سرگلزایی
دور: مادر ترزا
نام "مادر ترزا" را اغلب شما شنیده اید. نام اصلی او "اگنس" بود. فامیل مادری او اهل ونیز ایتالیا بودند و فامیل پدری او اهل مقدونیه یوگسلاوی. اگنس در 18 سالگی تصمیم گرفت به خدمت کلیسا درآید و کسوت راهبه گی بر تن کرد. پس از مدتی او مامور شد تا به میسیونرهای مذهبی که به کلکته می روند بپیوندد. وظیفه ای که در هندوستان به "خواهر ترزا" محول شد معلمی بود. قرار بود او به بچه های فقیر هندی، زبان انگلیسی و جغرافیا درس بدهد اما خواهر ترزا از دیدن هزاران هندی گرسنه ای که در پیاده روهای کلکته با بیماری و معلولیت و سوء تغذیه دست در گریبان بودند متاثر شده بود و تصمیم داشت بر خلاف وظیفه ای که کلیسا بر او محول کرده بود برای این عده کاری انجام دهد. اصرار  "ترزا" بر این امر و تاکید کلیسا بر این که او باید به ماموریتی که به او محول شده وفادار بماند باعث شد که ترزا از کسوت یک راهبه خارج شود و کلیسا هم او را "بایکوت" نماید. "ترزا" تصمیم گرفت بنیاد شخصی خود را برای ایجاد پناهگاه هایی تاسیس نماید که به بی خانمان ها سقف و غذا و دارو ارائه دهند.
"به سوی "اتوپیا
1394/04/13 - 13:25
دکتر محمدرضا سرگلزایی
شاید اولین کسی که راجع به اتوپیا نوشته است افلاطون بوده است. افلاطون (347-427 پیش از میلاد) هیچگاه کلمه اتوپیا را به کار نبرد اما در کتاب "در باب عدالت" که به "جمهوری" نیز معروف است به گفتگوی سقراط و شاگردانش درباره عدالت می پردازد. در این گفتگو، سقراط به شاگردانش می گوید عدالت یا همان تعادل، زمانی در یک فرد قابل تحقق است که او در یک جامعه متعادل یا عدالت محور زندگی کند. سپس افلاطون به نقل از سقراط راجع به جامعه عدالت محور گفتگو می کند و شرایط آن را شرح می دهد.
ریشه های خشونت
1394/04/09 - 0:42
دکتر محمدرضا سرگلزایی
درباره این که چرا انسان متمدن دست به خشونت می زند نظریه های مختلفی وجود دارند.
"زیگموند فروید"پایه گذار روانکاوی که هسته مرکزی انگیزش در انسان را غریزه جنسی (لیبیدو) می دانست، سرکوبی این غریزه را ریشه خشونت می دانست . برای مثال فروید در تحلیل روانکاوانه ای از کتاب "قاضی پل شربر" ، خصومت او نسبت به دیگران و دشمن انگاری و تئوری توطئه اش را ناشی از این می دانست که قاضی شربر دارای تمایل سرکوب شده همجنس گرایی بوده است و سرکوب این غریزه باعث شده که وی کسانی را که نسبت به آنها تمایل جنسی دارد را با استفاده از مکانیزم های دفاعی "وارونه سازی" و "فرافکنی" دشمن بیانگارد و بنای خصومت با آنها را داشته باشد.
زندگی،کمدی یا تراژدی؟
1394/04/01 - 14:46
دکتر محمدرضا سرگلزایی
همه شما با نماد تئاتر آشنا هستید، دو صورتک یکی شاد و دیگری غمگین. در یونان باستان - که خاستگاه تئاتر بود- دو ژانر نمایشی وجود داشت: کمدی و تراژدی، صورتک شاد نماد کمدی بود و صورتک غمگین نماد تراژدی.
کمدی به معنای نمایش های خنده دار نبود بلکه نمایش هایی را شامل می شد که انتهایی خوش داشتند و هدف آنها دمیدن امید و خوش بینی در تماشاگران بود. معمولا قهرمان کمدی با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شد و گاهی خسته ، زخمی و ناامید می شد اما در نهایت پیروز و سربلند از آزمون زندگی بیرون می آمد. برخلاف کمدی، تراژدی شاهنامه ای نبود که آخرش خوش باشد! در تراژدی، قهرمان با دشواری ها دست و پنجه نرم می کرد و نهایت توان خود را به کار می برد ولی مقهور تقدیر می شد و در نهایت محکوم به درد و رنج و شکست می شد.
درباره ان ال پی
1394/03/25 - 14:28
دکتر محمدرضا سرگلزایی
مقدمه
مبداء رسمی معرفی ان ال پی دهه ۱۹۷۰ میلادی بود، زمانی که ریچارد بندلر دوره کارشناسی ارشد روان شناسی را در دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا می گذراند و با جان گریندر دکترای زبان شناسی که در همان دانشگاه تدریس می کرد آشنا شد.

ریچارد بندلر در حال کار کردن بر روی گشتالت تراپی فریتز پرلز بود و جان گریندر بر روی دستور زبان گشتاری نوام چامسکی کار می کرد. اولین پروژه این دو نفر این بود که بازسازی شناختی را که در فضای روان درمانی گشتالتی صورت می گرفت را بر اساس مدل دستور زبان گشتاری تحولی چامسکی مرور نمایند. به همین دلیل اولین پروژه این دو نفر Neuro-Linguistic Programming یا "برنامه ریزی عصبی - زبانی" نام گرفت.
دیس توپیای سرمایه داری
1394/03/18 - 14:58
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در تابستان 1989 مقاله ای با عنوان "پایان تاریخ؟" در نشریه "نشنال اینترست" به چاپ رسید. نویسنده آن "فرانسیس فوکویاما" اعلام کرد که "لیبرالیسم" ، "کمونیسم" را شکست داده است و دوران جدیدی آغاز شده است که با محوریت "حقوق بشر" ، نظام سیاسی "لیبرال دموکراسی" و نظام اقتصادی "کاپیتالیسم" تعریف میشود.
یک سال بعد، زمانی که کتاب "پایان تاریخ و آخرین انسان" از همین نویسنده به چاپ رسید علامت سئوال از عنوان آن حذف شده بود! فوکویاما (دکترای افتصاد سیاسی و آمریکایی ژاپنی تبار) با اشاره به نظریه "هگل" ، در این کتاب کوشید تا آنچه را که پس از فروپاشی دیوار برلین رخ میداد به مثابه فرارسیدن پایان تاریخ توصیف کند.
واقع گرایی
1394/03/07 - 14:48
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در بين متخصصان «برنامه ریزی عصبی-کلامی»( NLP)جمله ي معروفي وجود دارد:
«The map is not the territory»معنای اين جمله اين است:« طرحي كه ما از جهان در ذهنمان داريم، با جهان آنگونه كه واقعاً هست، متفاوت مي باشد».اغلب ما پديده ها را آن گونه كه هستند، نمي بينيم بلكه آنها را به گونه اي مي بينيم كه با «پيش فرض هاي ما» درمورد زندگي جور دربیاییند.به قول «ادوارد دوبنو» متخصص برجسته ی فراشناخت، ما بيش از آنكه سعي كنيم با اطلاعات و داده هاي موجود، به گزاره هايي درباره ي زندگي دست يابيم، ابتدا گزاره هايي را در مورد زندگي اتخاذ مي كنيم و آنگاه براساس آن گزاره ها، به اطلاعات و پديده ها مي نگريم؛
زﻧﺪﮔﻲ ﺣﺲِ ﻏﺮﻳﺒﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺮغ ﻣﻬﺎﺟﺮ دارد
1394/03/03 - 14:52
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ﻣﺸﺎﻫﺪه ي زﻧﺪﮔﻲ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﻣﺎ را در ﺷـﮕﻔﺘﻲ و ﺣﻴـﺮت ﻓـﺮو ﻣـﻲ ﺑـﺮد. ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺑﺪون اﻳﻦ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ آن ﻫﺎ ﺗﻐﺬﻳﻪ ي ﺻﺤﻴﺢ را آﻣـﻮزش داده ﺑﺎﺷﺪ ﻏﺬاي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺧﻮد را ﺑﺮﻣﻲ ﮔﺰﻳﻨﻨﺪ، آنﻫﺎ ﺗﻐﺬﻳـﻪ ي ﺳـﺎﻟﻢ را «ﺑـﻮ ﻣﻲﻛﺸﻨﺪ»! ﻣﺮﻏﺎن ﻣﻬﺎﺟﺮ ﻫﻨﮕﺎم ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﺼﻞ، از ﻗﻠﻤﺮوي ﺳـﺎﺑﻖﺷـﺎن ﺑﻪ اﻗﻠﻴﻢ ﺟﺪﻳﺪي ﭘﺮ ﻣﻲﮔﺸﺎﻳﻨﺪ ﺑـﺪون اﻳـﻦ ﻛـﻪ «ﻧﻘـﺸﻪ ي راﻫﻨﻤـﺎ»و «ﻗﻄﺐﻧﻤﺎ» ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ!«ﺣﺲِ ﻏﺮﻳﺒﻲ » در ﻫﺰاران ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﭘﺮواز آنﻫﺎ را ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﻲرﺳﺎﻧﺪ!
ﭼﻪ ﻧﺎم اﻳﻦ ﺣﺲ ﻏﺮﻳﺐ را «ﻫـﺪاﻳﺖ اﻟﻬـﻲ» ﺑـﻧـﺎﻣﻴﻢ، ﭼـﻪ «اراده ي ﻣﻌﻄﻮف ﺑﻪ ﺣﻴﺎت» و ﭼﻪ «اﻧﺘﺨﺎب ﻃﺒﻴﻌـﻲ »، در ﻫﺮﺻـﻮرت ﺣﻘﻴﻘـﺖ ﻳﻜﺴﺎﻧﻲ ﭘﺸﺖ اﻳﻦ ﻧﺎمﻫﺎ رخ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ :« اﻳﻦ ﺣﺲ ﻏﺮﻳﺐ ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤـﺎد اﺳﺖ».
از اپیکور تا سعدی
1394/02/17 - 0:16
دکتر محمدرضا سرگلزایی
«اﭘﻴﻜﻮر»، ﻓﻴﻠﺴﻮف ﻣﺸﻬﻮرﻳﻮﻧﺎﻧﻲ، ده ﻫﺎ ﺳﺎل ﭘﻴﺶ ازﻣﻴﻼد ﻣﺴﻴﺢ ﻣﻲزﻳﺴﺖ.«اﭘﻴﻜﻮر» ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد ﻫﺪف زﻧﺪﮔﻲ، ﺧﻮش ﺑـﻮدن اﺳﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﮔﺮ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻮد در زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮش ﺑﮕﺬراﻧﻴﻢ، به ﻫﻴﭻ دردي ﻧﻤﻲﺧﻮرد!
ﺑﺎ اﻳﻦ وﺻﻒ، ﻣﺮدم «آﺗﻦ» ﺗﺼﻮرﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ «اﭘﻴﻜـﻮر» درﻛـﺎﺧﻲ زﻳﺒـﺎ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ازﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺧﻮردﻧﻲﻫﺎ و ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﻫﺎ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳـﺪ . ﺗﺼﻮرﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ «اﭘﻴﻜﻮر»، ﻟﺒﺎسﻫﺎي ﮔﺮان ﻗﻴﻤﺖ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﺪ و اﺻـﻄﺒﻠﻲ ﭘﺮ از اﺳﺐﻫﺎي اﺻﻴﻞ دارد.ﺑ
تلقین پذیری
1394/02/04 - 17:59
دکتر محمدرضا سرگلزایی
اﻓﺮاد «ﺗﻠﻘﻴﻦ ﭘﺬﻳﺮ» ادﻋﺎﻫﺎ را ﺑﺪون ﺑﺮﻫﺎن و ﺳﻨﺪ ﺑﺎور ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، اﻓﺮاد «ﺑﺪﮔﻤﺎن» ادﻋﺎﻫﺎ را ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺑﺮﻫﺎن و اﺳﺘﺪﻻل ﻧﻴﺰ ﺑﺎور ﻧﻤﻲﻛﻨﻨﺪ و اﻓﺮاد «واﻗﻊﮔﺮا» ﺑﺮاي ادﻋﺎﻫﺎ،  ﺑﺮﻫﺎن و دﻟﻴﻞ ﻃﻠﺐ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. «ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺟﻼل اﻟﺪﻳﻦ روﻣﻲ» ﺣﻜﺎﻳﺖ زﻳﺒﺎﻳﻲ در ﺑﺎب «ﺗﻠﻘﻴﻦﭘﺬﻳﺮي» دارد :«ﻣﻠّﺎي ﻣﻜﺘﺒﺨﺎﻧﻪ اي، ﻣﺪت ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﻜﺘﺒﻲ ﻫﺎ ﺗﻌﻄﻴﻼت ﻧﺪاده ﺑﻮد و آنان ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ. ﻳﻜﻲ از ﻛﻮدﻛﺎن ﻛﻪ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ اي داﺷﺖ،  ﺳﻨﺎرﻳﻮﻳﻲ را ﻃﺮاﺣﻲ ﻛﺮد و دﻳﮕﺮان در اﺟﺮاي آن، او را ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﻛﺮدﻧﺪ.
آزادی وتاریخ
1394/01/28 - 1:27
دکتر محمدرضا سرگلزایی
1-به عقیده ی ویلیام گلاسر روانپزشک آمریکایی(پایه گذار تئوری انتخاب و واقعیت درمانی) نیاز به "آزادی" یکی از نیازهای پایه ی انسان است.گرچه همچون سایر نیازها (نیاز به غذا و سکس-نیاز به تفریح-نیاز به علاقه و عشق-نیاز به قدرت) کمّیت نیاز به آزادی در بین افراد و جمعیت های مختلف کاملا متفاوت و متنوّع است،وجود چنین نیازی کمتر مورد انکار و تردید قرار گرفته است.
2-براساس دیدگاه الوین تافلر(نویسنده کتاب های شوک آینده،موج سوّم،جابه جایی در قدرت و...) و استیون کیوی (2012-1932،پروفسور دانشکده کسب و کار یان هانتسمن) تاریخ بشر براساس نظام تولید و بازتولید به مراحل زیر تقسیم شده است:
ادبیات،پادزهر زبان مبنا
1394/01/18 - 1:20
دکتر محمدرضا سرگلزایی
یکی از خصوصیات مهم زبان که آن را از سایر سیستم های ارتباطی متمایز می سازد "خلّاقیت" آن است.شما با ترکیب تابلوهای راهنمایی رانندگی نمی توانید معنایی فراتر از "جمع جبری" معنای تک تک آن ها بسازید،اما از 28 حرف بی معنای الفبای انگلیسی می توانید حدود 150 هزار کلمه معنا دار بسازید که معانی آن ها هیچ ربطی به حروف به کار رفته در آن کلمات ندارند و از این 150 هزار کلمه حدود حدود 10 به توان 20 جمله (یکصد میلیارد میلیارد) پیچیده تولید می گردند که مفاهیمی ورای واژه های سازنده شان در ذهن مخاطب ایجاد می کنند.
!همه چیز از فیثاغورث شروع شد
1394/01/09 - 22:44
دکتر محمدرضا سرگلزایی
نمیدانم برای شما این سوال پیش آمده که چرا پیشینیان ما سال را به چهار فصل سه ماهه تقسیم کردند یا نه. بسیاری از مناطق زمین که روی خط استوا هستند تک فصلی اند. مناطق حاره هم معمولا دو فصلی هستند: فصل کم باران و فصل پر باران. مناطق معتدل بیش از آن که چهار فصل داشته باشند شش فصل دارند: هوای فروردین و اردیبهشت شبیه هم هستند و هوای خرداد و تیر شبیه هم و همینطور تا آخر. بنابراین تقسیم سال بر مبنای چهار فصل سه ماهه یک حکم ازلی و غیر قابل تغییر نیست پس میتوان راجع به پیشینه این تقسیم بندی تحقیق کرد.
تحلیلی جامعه شناختی از رمان برادران کارامازوف
1394/01/03 - 22:0
دکتر محمدرضا سرگلزایی
زیگموند فروید پایه گذار روانکاوی "برادران کارامازوف" داستایوسکی را بهترین رمان همه ی دوران ها می داند. برای من نیز رمان های برادران کارامازوف، ابله و قمارباز فیودور میخائیلویچ داستایوسکی از بهترین رمان های زندگی ام بودند. جدا از جنبه های ادبی، فلسفی و روانشناختی رمان های داستایوسکی در آثار داستایوسکی شاهد نظریه پردازی های جامعه شناختی هم هستیم. برای مثال داریوش مهرجویی با نگاه به همین رمان برادران کارامازوف کتابی نوشته با عنوان "روشنفکران رذل و مفتش بزرگ" که توسط نشر هرمس منتشر شده است و تحلیل جالبی است درباره ی توتالیتاریسم.
ﻋﺎﻟﻤﻲ دﻳﮕﺮ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺳﺎﺧﺖ وز ﻧﻮ آدﻣﻲ
1394/01/02 - 20:30
دکتر محمدرضا سرگلزایی
آﻟﺒﺮت اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ»، ﻓﻴﺰﻳﻜﺪان و ﻓﻴﻠﺴﻮف ﺑﺰرگ، ﺟﻤﻠﻪاي ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد:
«ﺳﻪ ﻧﻴﺮوي ﻋﻈﻴﻢ در ﺟﻬﺎن ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ: ﺗﺮس، ﻃﻤﻊ وﺣﻤﺎﻗﺖ!»
اﮔﺮ ﺑﻪ اﻧﮕﻴﺰهﻫﺎي اﻧﺴﺎنﻫﺎ در ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ دﻗﻴﻖ ﺷﻮﻳﺪ، ﻣﻌﻨﺎي ﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ی«اﻧﻴﺸﺘﻴﻦ» را درﻣﻲﻳﺎﺑﻴﺪ. ﺑﻴﺶﺗﺮ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎي آدﻣﻴﺎن ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺗﺮس» اﺳﺖ ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﻃﻤﻊ» و ﻳﺎ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ «ﺣﻤﺎﻗﺖ»!
-  ﺗﺮس از ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﻮاﻓﻖ ﻣﻴﻞ دﻳﮕﺮان ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﻢ، ﻧﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺧﻮدﻣﺎن!
ﺗﻌﺎﻣﻞ، ﺗﺄﻣﻞ، ﺗﺤﻤﻞ
1393/12/28 - 15:34
دکتر محمدرضا سرگلزایی
اﻣﺮوزه ﺗﻌﺮﻳﻒ «زﻧﺪﮔﻲ ﺳﺎﻟﻢ» ﺑﺴﻴﺎر دﺷﻮار ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﻴﺶﺗﺮ ﺻﺎﺣﺐﻧﻈﺮانِ ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﻲ ﻣﻮاﻓﻖاﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ «ﺑﻴﻤﺎري رواﻧﻲ» ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻤﻠﻲ ﺗﺮ از ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺳﻼﻣﺘﻲ اﺳﺖ. ﭼﺮا اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ؟ زﻳﺮا دﻧﻴﺎي اﻣﺮوز دﻧﻴﺎي ﺗﻨﻮع و ﺗﻜﺜﺮ اﺳﺖ. روزﮔﺎري ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ در ﻋﺮﺻﻪي اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﺎري ارزﺷﻤﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﻣﻲدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﺤﺼﻴﻼت  داﻧﺸﮕﺎﻫﻲ داﺷﺘﻨﺪ. اﻣﺎ در دﻫﻪ ﻫﺎي اﺧﻴﺮ ﻛﺴﺎني ﻫﻢ ﭼﻮن «ﻣﻬﺪي آذرﻳﺰدي»و «ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﻛﻮﺋﻴﻠﻮ» ﻓﺎرغ از ﺗﺤﺼﻴﻼت داﻧﺸﮕﺎﻫﻲ ﻛﺎرﻫﺎي  ﺑﺰرﮔﻲ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ. زﻣﺎﻧﻲ، ﻛﺎرﻫﺎي ﻫﻨﺮي ﺑﺰرگ را ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻣﻲآﻓﺮﻳﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺪتﻫﺎ ﺷﺎﮔﺮدي ﻳﻚ اﺳﺘﺎد ﺑﺰرگ را ﺗﺎب آورده ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﻫﻨﺮﻣﻨﺪانِ ﺑﺰرﮔﻲ ﻫﻢﭼﻮن «ﻳﺎﻧﻲ» و «ﻛﻴﺘﺎرو» ﺑﺎ «ﺧﻮﺷﻪﭼﻴﻨﻲ» از اﻳﻦﺟﺎ و آنﺟﺎ و ﺗﺄﻣﻞ و ﺗﻤﺮﻳﻦ، ﺷﺎﻫﻜﺎرﻫﺎي ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺧﻠﻖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.
خوب ها-بد ها
1393/12/20 - 23:51
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ﺳﺎلﻫﺎ ﭘﻴﺶ، آن زﻣﺎن ﻛﻪ ﻣﻦ ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺪرﺳﻪ ﺑﻮدم، اول ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ  درﺳﻲ، ﭘﻴﺶ از آﻣﺪنِ ﻣﻌﻠﻢ، ﻣﺒﺼﺮِ ﻛﻼس وﺳﻂ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻴﺎه ﺧﻄﻲ ﻣﻲﻛﺸﻴﺪ و ﻳﻚ ﻃﺮف آن ﻣﻲ ﻧﻮﺷﺖ:«ﺧﻮب ﻫﺎ» و ﻃﺮف دﻳﮕﺮ آن ﻣﻲﻧﻮﺷﺖ: « ﺑﺪﻫﺎ».
ﺑﻌﺪ از ﻧﻮﺷﺘﻦ اﻳﻦ دو ﺳﺮﻓﺼﻞ، ﻛﺎر ﻣﺒﺼﺮ اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻜﻼﺳﺎش ﺑﺪوزد و «ﺧﻮب» را از «ﺑﺪ» ﺗﻤﻴﺰ دﻫﺪ و دو ﺳﺘﻮنِ روي ﺗﺨﺘﻪ ﺳﻴﺎه را ﭘﺮ ﻛﻨﺪ. ﺗﻤﻴﺰدادن ﺧﻮبﻫﺎ از ﺑﺪﻫﺎ ﻛﺎر آﺳﺎﻧﻲ ﺑﻮد: ﻫﺮﻛﺲ دﻫﺎن ﻣﻲﮔﺸﻮد و ﺣﺮف ﻣﻲزد ﺑﺪ ﺑﻮد و ﻫﺮﻛﺲ دﻫﺎن ﻣﻲﺑﺴﺖ و ﺧﺎﻣﻮش ﺑﻮد ﺧﻮب ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎدﮔﻲ!
!آن کس که نداند و نداند که نداند
1393/12/15 - 12:49
دکتر محمدرضا سرگلزایی
اﻳﻦ روزﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮل ﺧﻮاﻧﺪن ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺎﻋﻨﻮان «ﮔﻔﺖ وﺷﻨﻮد ﺑﺎ آﻗﺎي ﻧﻬﺮو». اﻳﻦ ﻛﺘﺎب ﻣﺘﻦ ﭼﻬﺎر ﺟﻠﺴﻪ ﮔﻔﺖوﮔﻮي «دﻛﺘﺮ ﺗﻴﺒﻮر ﻣِﻨﺪِه»،اﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪ اروﭘﺎﻳﻲ ﺑﺎ «ﺟﻮاﻫﺮ ﻟﻌﻞ ﻧﻬﺮو»، ﺑﺰرگ ﻣﺮد اﻧﺪﻳﺸﻪ و ﻣﺒﺎرزه ي ﺳﺮزﻣﻴﻦ « هند» اﺳﺖ.
اﻳﻦ ﮔﻔﺖوﮔﻮﻫﺎ در ﺳﺎلﻫﺎي 1955 و 1956ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ «ﻧﻬﺮو» ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ 10ﺳﺎل اﺳﺖ رﻫﺒﺮي ﻫﻨﺪ را در ﻛﻨﺎر «ﻣﻬﺎﺗﻤﺎ ﮔﺎﻧﺪي» در دﺳﺖ دارد. اﻳﻦ ﻛﺘﺎب در ﺳﺎل1337 ﺑﺎ ﺗﺮﺟﻤﻪ ی«ﻣﺤﻤﻮد ﺗﻔﻀﻠﻲ» در «اﻳﺮان» ﭼﺎپ ﺷﺪه اﺳﺖ.
زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ «ﺗﻴﺒﻮر ﻣﻨﺪه »ﺑﺎ «ﺟﻮاﻫﺮ ﻟﻌﻞ ﻧﻬﺮو» ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻣﻲﻛﻨﺪ؛
آدم خوش ذات،آدم بدذات
1393/12/08 - 13:30
دکتر محمدرضا سرگلزایی
«ﺷﻴﺦ ﻣﺼﻠﺢاﻟﺪﻳﻦ ﺳﻌﺪي ﺷﻴﺮازي» در ﻛﺘﺎب «ﮔﻠﺴﺘﺎن» ﺣﻜﺎﻳﺘﻲ را ﻣﻲآورد ﻛﻪ روزﮔﺎري، دﺳﺘﻪاي دزد و راﻫﺰن دﺳﺘﮕﻴﺮ ﺷﺪﻧﺪ. در ﻣﻴﺎن دﺳﺘﮕﻴﺮﺷﺪﮔﺎن، ﻃﻔﻞ ﺧﺮدﺳﺎﻟﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻓﺮزﻧﺪ ﻳﻜﻲ از راﻫﺰﻧﺎن ﺑﻮد. ﻗﺎﺿﻲ، ﺣﻜﻢ ﺑﻪ اﻋﺪام دزدان داد. ﺑﺰرﮔﻲ، وﺳﺎﻃﺖ ﻛﺮد ﻛﻪ اﻳﻦ ﻃﻔﻞ ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﻲ دارد؟ او در ﭼﻨﻴﻦ ﺧﺎﻧﺪان و ﻗﺒﻴﻠﻪ اي ﺑﻪ دﻧﻴﺎ آﻣﺪه و درﺳﺖ و ﻏﻠﻂ زﻧﺪﮔﻲ را از آﻧﺎن آﻣﻮﺧﺘﻪ؛ اﮔﺮ در ﺧﺎﻧﻮاده اي درﺳﺘﻜﺎر ﺗﺮﺑﻴﺖ ﮔﺮدد، اوﺻﺎف دزدان را ﺗﺮك ﻧﻤﻮده و زﻧﺪﮔﻲ ﺳﺎﻟﻤﻲ ﭘﻴﺸﻪ ﻣﻲ  ﻛﻨﺪ. ﻗﺎﺿﻲ، وﺳﺎﻃﺖ آن ﺑﺰرگ را ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ و ﻃﻔﻞ را آزاد ﻛﺮد و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ او را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﺑﺰرگ ﺳﭙﺮد.« ﺳﻌﺪي ﺷﻴﺮازي» اﻣﺎ ﭘﺎﻳﺎن ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰي را ﺑﺮاي اﻳﻦ ﺣﻜﺎﻳﺖ رﻗﻢ ﻣﻲ زﻧﺪ.
به سوی عقلانیت
1393/12/06 - 13:4
دکتر محمدرضا سرگلزایی

«ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ»ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ» ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ.«ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ»،«ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن» را درﺑﺮﻣﻲﮔﻴﺮد. ﻛﺴﻲﻛﻪ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﺎﻻت ﺳﻼﻣﺖ و ﺑﻴﻤﺎري آن را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد و ﻓﺮدي ﻛﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲﺷﻨﺎﺳﻲ، ادراك ﺑﺼﺮي، ﺗﺎرﻳﺦ، ﻫﻨﺮ و... را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد. اﻣﺎ «ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ «ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ» را ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد. اﻧﺴﺎن ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎﻓﻈﻪاش ﻣﻄﺎﻟﺐ زﻳﺎدي در ﻣﻮرد ﺗﺎرﻳﺦ ﺧﺮدﻣﻨﺪي ﻳﺎ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت دﻳﮕﺮي اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺧﺮدﻣﻨﺪ، ﻛﺴﻲﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ي ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﺧﺎﺻﻲ دارد.

خوشبختی
1393/11/28 - 14:30
دکتر محمدرضا سرگلزایی
آدمﻫﺎ ﺗﻌﺎرﻳﻒ ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ از ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ دارﻧﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺣﺮﻓﻪي روانﭘﺰﺷﻜﻲام، ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ام ﻛﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺮﺧﻮرداري از ﻳﻚ ﺣﺎلِ ﺧﻮب ﺑﺎدوام  .
وﻗﺘﻲ ﺣﺎلِ ﺧﻮﺑﻲ دارﻳﻢ، ﻳﺎ ﺑﻪ زﺑﺎن روانﭘﺰﺷﻜﻲ « ﺧُﻠﻖﻣﺎن ﺑﺎﻻﺳﺖ »،رواﺑﻂﻣﺎن ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﺑﻬﺘﺮ ﻣﻲﺷﻮد، ﺷﺎﻛﺮ و ﺳﭙﺎسﮔﺰار ﻧﻌﻤﺖﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ، از آنﭼﻪ دارﻳﻢ، ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮﻳﻢ و از آنﭼﻪ ﻧﺪارﻳﻢ، ﻛﻢﺗﺮ ﻣﻲرﻧﺠﻴﻢ .
ﺑﺨﺸﻲ از ﺑﺮﺧﻮرداري از ﺣﺎل ﺧﻮب ﺑﺎدوام، ﺑﻪ ژنﻫﺎي ﻣﺎ ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ. ﻫﺮﻛﺪام از ﻣﺎ ﺑﺎ ﻳﻚ «ﻣﺨﺰن ژﻧﻲ» ﺑﻪ ﻧﻴﺎ ﻣﻲآﻳﻴﻢ ﻛﻪ در زﻧﺪﮔﻲﻣﺎن، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻤﻲ ﺑﺎزي  ﻣﻲﻛﻨﺪ.
روان شناسی و شبه روان شناسی
1393/11/19 - 8:38
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ﻫﺮ روز ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮدم ﺑﻪ روانﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺑﻴﺶﺗﺮ ﻣﻲﺷﻮد. ﻣﺮدم ﺑﻴﺶ از ﭘﻴﺶ،ﻣﺘﻮﺟﻪ اﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ذﻫﻨﻴﺖﻫﺎ، ﺑﺎورﻫﺎ و اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺎ، ﭼﻪﻗﺪر در اﺣﺴﺎس ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ و ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﺎ ﺑﺮﻋﻜﺲ در اﻧﺪوه و ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ ﻣﺎ ﻣﺆﺛﺮﻧﺪ درﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺷﺪهاﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻴﺶﺗﺮ در ﻣﻮرد ﺧﻮد ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ «اﻓﻜﺎرنابه جا »و « ﺑﺎورﻫﺎي ﻣﺰاﺣﻢ» را در ﺧﻮدﺷﺎن ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﻨﻨﺪ و آن ﻫﺎ را رﻓﻊ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. اﻣﺮوزه ﺗﻴﺮاژ ﻛﺘﺎبﻫﺎي روانﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺗﻌﺪاد ﻣﺠﻼت روانﺷﻨﺎﺳﻲ، زﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع روانﺷﻨﺎﺳﻲ و ﺗﻌﺪاد اﻓﺮادي ﻛﻪ در ﻛﻼسﻫﺎي  روانﺷﻨﺎﺳﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﺎ روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﻣﺸﺎوره ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، اﺻﻼً ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ده ﺳﺎل ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺴﺖ
!روانکاوی: شوری مذهبی، رسالتی اجتماعی
1393/11/08 - 19:21
دکتر محمدرضا سرگلزایی
تفاوت عمده بین رفتارگراها و روانکاوها در نگاهی ست که این دو گروه به ماهیت ذهن دارند. رفتارگراها ذهن را امری پسینی می دانند و روانکاوها ذهن را امری پیشینی. معنای پسینی بودن ذهن از دید رفتارگراها این است که ذهن آدمی در هنگام تولد همچون تابلوی سفیدی است که توسط حوادث پس از تولد شکل می گیرد. قطعا خود این تابلوی سفید ویژگیهایی دارد که یکی از مهم ترین ویژگی های آن همین سفید بودنش می باشد؛ یعنی دارای قابلیت یادگیری است و از حوادث و رویدادهای محیط آموزش می گیرد: زبان می آموزد، رفتار اجتماعی می آموزد و یاد می گیرد از چه چیزهایی بترسد و از چه چیزهایی نترسد. بنابراین از دید رفتارگراها، درمان نیز یک فعالیت آموزشی است: اختلالات روانی حاصل "بد آموزی" است و در طی درمان، آموزه های کارکرددار قرار است جایگزین آموزه های کژکارانه گردند. اما از دیدگاه روانکاوان، ذهن ما تابلوی سفیدی نیست که محتویات آن "پس از تولد" بر روی آن نوشته شوند؛ بلکه "پیش از تولد ما" بر روی این تابلو خط و خطوط و نقش و نگارهایی وجود دارند؛ به همین دلیل گفته می شود که ذهن، ماهیتی "پیشینی" دارد.
راه دشوار کمال
1393/11/03 - 16:33
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ﻳﻜﻲ از دﺷﻮاريﻫﺎي ﻣﺴﻴﺮ رﺷﺪ و ﻛﻤﺎل اﻧﺴﺎن، اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ دﺳﺘﻮرات و ﺗﻌﻠﻴﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻛﻤﺎل رﺳﻴﺪن در اﺧﺘﻴﺎر ﻣﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﺪه، ﻫﺮﻛﺪام ﺑﺮاي ﻣﻘﻄﻊِ زﻣﺎﻧﻲ ﺧﺎﺻﻲ از ﻣﺴﻴﺮ رﺷﺪ وﺿﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﻧﻤﻲﺗﻮان ﻳﻚ دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞ را ﺑﺮاي ﻫﻤﻪي ﻣﺮاﺣﻞ رﺷﺪ ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮد. ﻣﺜﻼً ﺑﺴﻴﺎري از ﺑﺰرﮔﺎن ﻫﻢﭼﻮن «ﻧﻴﭽﻪ» ، ﻓﻴﻠﺴﻮف آﻟﻤﺎﻧﻲ و «آدﻟﺮ»، روانکاو اﺗﺮﻳﺸﻲ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮدهاﻧﺪ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺮاي رﺷﺪﻳﺎﻓﺘﻦ، ﺑﺎﻳﺪ ﻏﺮاﻳﺰ و ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺣﻴﻮاﻧﻲ ﺧﻮد را ﻟﮕﺎم ﺑﺰﻧﺪ و «ﻗﺪرت» ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﻮد را ﺑﻪدﺳﺖ ﺑﻴﺎورد. از ﻧﻈﺮ آﻧﺎن،ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ «ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻣﺎ» ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺧﻮاب ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻲ و ﭘﺮﺧﻮري داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ اﻃﺎﻋﺖ از اﻳﻦ ﻏﺮاﻳﺰ، ﻣﺎ را «ﺳﺴﺖ و ﺗﻨﺒﻞ و ﺑﻲاراده» ﻣﻲﺳﺎزد و ﺳﭙﺲ دﭼﺎر «اﺣﺴﺎس ﺣﻘﺎرت»  ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ. اﺣﺴﺎﺳﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺎن از ﻧﻈﺮ رواﻧﻲ ﺑﺮاي ﻣﺎ دردﻧﺎك اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻴﺮﻳﻨﻲ ﺧﻮاب ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﻲ و ﭘﺮﺧﻮري را ﺑﻪ ﻛﺎم ﻣﺎ ﺗﻠﺦ ﻣﻲﺳﺎزد. از ﻧﻈﺮ اﻳﻦ اﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪان، اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ اﺣﺴﺎس ﺿﻌﻒ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ ﻛﻨﺪ، ﭼﻨﺎن ﻧﺎﺧﺸﻨﻮد اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻫﻴﭽﻜﺪام از ﻓﺮﺻﺖﻫﺎي زﻧﺪﮔﻲ، ﻟﺬت ﻋﻤﻴﻘﻲ ﻧﺼﻴﺒﺶ ﻧﻤﻲﮔﺮدد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺗﻮﺻﻴﻪي اﻳﻦ ﺑﺰرﮔﺎن اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺤﺮﺧﻴﺰ ﺑﺎﺷﻴﺪ و در ﻏﺬاﺧﻮردن اﻣﺴﺎك ﻛﻨﻴﺪ؛ دو ﺗﻮﺻﻴﻪاي ﻛﻪ در دﻳﻦ اﺳﻼم ﻧﻴﺰ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ .
انسان بالغ
1393/10/25 - 16:2
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ﺑﻠﻮغ از ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﻲ، ﻋﻼﺋﻤﻲ دارد ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺎ ﺑﻪراﺣﺘﻲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻮﻳﻢ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ از ﻧﻈﺮ ﺑﺪﻧﻲ ﺑﻪ ﺑﻠﻮغ رﺳﻴﺪه اﺳﺖ، ﺳﺆال اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ «آﻳﺎ ﺑﻠﻮغ از ﻧﻈﺮ رواﻧﻲ ﻧﻴﺰ ﻋﻼﺋﻤﻲ دارد؟ »
اﻓﺮاد زﻳﺎدي از ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ﺳﺎلﻫﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻟﻎ ﺷﺪهاﻧﺪ اﻣﺎ از ﻧﻈﺮ رواﻧﻲ ﻫﻢﭼﻨﺎن ﻛﻮدﻛﺎﻧﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ و ﻛﻮدﻛﺎﻧﻪ رﻓﺘﺎر ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ «ﭼﻪﻛﺴﻲ ﻫﻨﻮز ز ﻧﻈﺮ رواﻧﻲ ﻛﻮدك اﺳﺖ؟ »
«ژان ﭘﻴﺎژه» ﻛﻪ ﺳﺎلﻫﺎ رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻛﻮدﻛﺎن را ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار داده ﺑﻮد،وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺗﻔﻜﺮ ﻛﻮدﻛﺎﻧﻪ را ﺑﺎ دﻗﺖ ﺷﺮح داده اﺳﺖ :
چگونه آزاده زندگی کنیم؟
1393/10/07 - 13:7
دکتر محمدرضا سرگلزایی
وﻳﻠﻴﺎم ﮔﺎﻻﺳﺮ»، روانﭘﺰﺷﻚ آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ اﻋﺘﻘﺎد دارد اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﭘﻨﺞدﺳﺘﻪ ﻧﻴﺎزاﺳﺎﺳﻲ دارﻧﺪ  :
-  ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻏﺬا، ﺧﻮاب ﻛﺎﻓﻲ، ﻧﻴﺎز ﺟﻨﺴﻲ و ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻣﺴﻜﻦِ راﺣﺖ و اﻣﻦ
- ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻔﺮﻳﺢ، ﺑﺎزي، اﻛﺘﺸﺎف و ﺗﻨﻮع
- ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻌﻠﻖداﺷﺘﻦ، راﺑﻄﻪ، ﻣﻬﺮ و ﻣﺤﺒﺖ و داد و ﺳﺘﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ
- ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻗﺪرت، ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ دﺧﻞ و ﺗﺼﺮف در دﻧﻴﺎ
- ﻧﻴﺎز ﺑﻪ آزادي، ﺣﻖ رأي و ﺣﻖ اﻧﺘﺨﺎب
چند پند از مثنوی
1393/10/02 - 19:9
دکتر محمدرضا سرگلزایی
يكي از قصه هاي جالبي كه مولانا در مثنوي دارد، قصه ناشنوایی است که از بيماري همسايه اش باخبر مي شود و فکر مي كند که باید به دیدن او برود و از طرفی هم می داند که وقتی شروع به احوالپرسی کنند، چیزی از حرفهای همسایه اش نخواهد فهميد؛ پس بنا را براین می گذارد که طبق عرف پاسخ بدهد. يعني با خودش فكر كرد که وقتی ما از كسي مي پرسيم "حالت چطور است؟" او قاعدتاً خواهد گفت: "شکر، الحمدالله"؛ اگر هم که حالش بد باشد، میگويد: "بد نیستم". پس داستان را بر این مبنا برنامه ریزی کرد.
آﻧﺎنﻛﻪ ﻏﻠﻂ ﻣﻲاﻧﺪﻳﺸﻨﺪ
1393/10/02 - 10:5
دکتر محمدرضا سرگلزایی
از اﺑﺘﺪاي ﺷﻜﻞﮔﻴﺮي ﻓﻠﺴﻔﻪ، ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎي آن «ﻣﻨﻄﻖ» یا Logics ﻧﺎمﮔﺮﻓﺖ. اﻳﻦ ﺷﺎﺧﻪي ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻛﻪ اﻣﺮوزه «ﻣﻌﺮﻓﺖﺷﻨﺎﺳﻲ» ﻳﺎ Epistemology  ﻧﻴﺰ ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮد، ﺑﻪدﻧﺒﺎل اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻼﻛﻲ ﺑﻪدﺳﺖ دﻫﺪ ﻛﻪ « اﻧﺪﻳﺸﻪي ﺻﺤﻴﺢ» را از «اﻧﺪﻳﺸﻪي ﻧﺎﺻﺤﻴﺢ» اﻓﺘﺮاق دﻫﻴﻢ. اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺑﻪﻃﻮر داﺋﻤﻲ در ﺣﺎل ﻓﻜﺮﻛﺮدن ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻴﺶ  ﻣﻲآﻳﺪ ﻛﻪ در ﺣﺎل «ﻏﻠﻂ ﻓﻜﺮﻛﺮدن» ﺑﺎﺷﻨﺪ!  ﺳﺎلﻫﺎي ﺳﺎل، ﺗﺼﻮر ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﻌﺪاد دﻧﺪانﻫﺎي ﻣﺮدان، ﺑﻴﺶ از زﻧﺎن اﺳﺖ و ﺣﺘﻲ ﺑﺰرﮔﺎﻧﻲ ﭼﻮن «ارﺳﻄﻮ» ﻧﻴﺰ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺑﺎور، ﮔﺮدن ﻧﻬﺎده ﺑﻮدﻧﺪ!  ﻗﺮنﻫﺎ ﺑﺎور ﻋﻤﻮﻣﻲ اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺧﻮرﺷﻴﺪ ﺑﻪ دور زﻣﻴﻦ ﻣﻲﮔﺮدد و ﺣﺘﻲ داﻧﺸﻤﻨﺪاﻧﻲ ﭼﻮن «ﺑﻄﻠﻤﻴﻮس» ﻫﻢ اﻳﻦ ﺑﺎور را ﻛﺎﻣﻼً ﻋﻠﻤﻲ ﻣﻲداﻧﺴﺘﻨﺪ اﻣ! ﺮوزه اﻳﻦ ﺑﺎورﻫﺎ ﺑﺮاي ﻣﺎ ﻣﻀﺤﻚ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﻨﺪ، ﻛﺪامدﺳﺘﻪ از ﺑﺎورﻫﺎي ﻣﺎ ﺑﺮاي آﻳﻨﺪﮔﺎن، ﻣﻀﺤﻚ ﺟﻠﻮه ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻛﺮد؟!
نیاز اجتماعی انسان
1393/09/17 - 9:39
دکتر محمدرضا سرگلزایی
Dean Ornish متخصص قلب در امریکا، کتابی به نام Love & Survival نوشته اند که به فارسی تحت عنوان عشق و زندگی ترجمه شده (ترجمه ابوالقاسم پوزش- انتشارات دانشگاه فردوسی-شماره 383) ایشان به عنوان یک طبیب کیفیت و کمیٌت ارتباط رو بررسی کرده و اینکه یک ارتباط در سلامتی جسمانی چقدر موثره ؟
عرفان زدگی در فرهنگ ایرانی
1393/09/12 - 9:42
دکتر محمدرضا سرگلزایی
1_ عرفان چیست؟
مذهب را مجموعه گزاره هایی تعریف میکنیم که محور آنها رابطه انسان با خداست. در هر مجموعه ی معرفتی تعدادی "بدیهیات" وجود دارند که ثابت فرض می شوند و سایر موضوعات را بر اساس آن بدیهیات اثبات یا نفی می کنند.
مذاهب برخلاف علوم و فلسفه، الوهیت را بدیهی فرض می کنند و هستی شناسی، اخلاق و حقوق را بر این اساس تعریف می نمایند.
"عرفان" یکی از خوانش های مذهبی است که در آن به جای انگاره ی خداوندی که انسان در برابر او "مکلف" است؛ "خدا انسان" را می نشاند که در مرحله ی "وحدت" و "وصال" در اوج وجد است و در مرحله ی "کثرت" و "جدایی" در رنج و عذاب. ابیات زیر به خوبی این دو حالت را بیان می کنند:
متن پیاده شده سخنرانی در مورد سفسطه
1393/09/11 - 14:31
دکتر محمدرضا سرگلزایی
مسئله ای که می خواهيم اينجا مطرح کنيم مسئله مغالطه ها یا سفسطه هاست. ما در دنیایی به سر می بریم که همه می خواهند به يكديگر چیز بفروشند؛ حالا چیزی که می فروشند گاهی یک نوشیدنی است و گاهي یک طرز فکر! در این دنیا منافع خیلی از آدمها به این تعلق می گیرد که حواس ما را پرت کنند؛ يعني ابزار نقد ما را از کار بندازند. زيرا اگرچه ما با تلاش بسيار ابزاري براي نقد به دست مي آوريم؛ اما راه هایی وجود دارد که ابزار نقد ما را خراب می کنند. مثل كساني که ویروس را وارد کامپیوتر ما مي كنند و آنوقت ما باید از آنها آنتی ویروس بخریم؛ همينطور آدمهایی که می خواهند به ما کالا بفروشند گاهی منافعشان در اين جهت است که در ذهن ما بین درست و غلط شبهه ایجاد كنند. به اين كار Fallacy (مغالطه یا سفسطه) مي گويند؛ یعنی گزاره ها را به گونه ای بچینیم که تفکر نقاد را Bypass کنیم؛ به خواب ببریم؛ میانبر بزنیم.
اتاق فکر،چرا و چگونه؟
1393/09/05 - 11:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی
هرگاه در حال پياده روي از کنار يک پروژه‌ي ساختماني عبور ميکنيد، تابلوي زرد شناسنامه‌ي ساختمان را مي‌بينيد. تابلويي که در آن علاوه برنام پروژه و کارفرما، سه عنوان جداگانه ذکر شده‌اند:
•         طراحي و محاسبه
•         اجرا
•         نظارت
و اغلب مسووليت هر يک از اين امور را شرکت جداگانه‌يي برعهده دارد. محدود کردن مسووليت‌ها و تقسيم وظايف يک از ويژگي‌هاي تمدن است. هنگامي که «همه کس»، مسووليت «همه کار» را به عهده دارد، کارها غير تخصصي و غير مهارتي انجام مي‌گيرند
به تغییرات کوچک بیندیشیم
1393/09/02 - 11:34
دکتر محمدرضا سرگلزایی
وقتی از سلامت روان صحبت می‌شود، هم سلامت فردی و هم سلامت اجتماعی روان مد نظر است و این گونه نیست که این دو از هم جدا باشند. از این نظر، پیوند دوطرفه‌ای میان جامعه و فرد وجود دارد.
 به این معنا که یک جامعه سالم، افراد سالم در خود پرورش می‌دهد و از سوی دیگر، افراد سالم، یک جامعه سالم را تشکیل می‌دهند. اما گاهی اوقات ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی می‌توانند آسیب‌های روان‌شناختی مشابه در افراد ایجاد کنند. در چنین مواقعی معمولا گفته می‌شود، فلان جامعه افسرده است یا فلان جامعه تمایل به خشونت دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که هر جامعه‌ای دارای روان است؛ اما اینکه این روان (اجتماعی) چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه خود را در روان و رفتارهای فردی تک‌تک ما نشان می‌دهد، موضوعی است که بهتر دیدیم آن را با دکتر محمدرضا سرگلزایی، روان‌پزشک و پژوهشگر حوزه فلسفه و اسطوره مطرح كنيم. دکتر سرگلزایی دارای دکترای تخصصی روان‌پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد است. او در سال 83 از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور پژوهشگر برتر در زمینه پیشگیری و درمان سوء‌مصرف مواد شناخته شده و همچنین از سال 2002 تا‌کنون عضو شبکه رابطین آموزشی انجمن جهانی روان‌پزشکی بوده است. «شخصیت سالم»، «یادداشت‌های یک روان‌پزشک»، «ترک اعتیاد موفق»، «حرف‌هایی برای امروزی‌ها»، «خودت را دوست داری؟»  و«وقتی که باید به روان‌پزشک مراجعه کرد»  برخی از کتاب‌های اوست.
درباره دكتر كارل گوستاو يونگ
1393/09/01 - 10:41
دکتر محمدرضا سرگلزایی
كارل گوستاو يونگ(1961-1875 )در سال 1913 كه سي و هشت ساله بود ،مي پنداشت دچار بيماري رواني شده است.تا سه سال بعد ،زير بار سنگين عذاب،از بيم اينكه درست فهميده نشود نمي توانست حال خود را با هيچكس در ميان بگذارد.يونگ آن وقت روانپزشكي موفق و محترم با بيماران خصوصي بسيار،همسر و پنج فرزند و سمت استادياري در دانشگاه زوريخ بود.به ظاهر از زندگي شخصي و حرفه اي غني و سرشاري برخوردار بود اما احساس مي كرد زندگي اش فاقد معنا و شور و شوق است.فعاليت هاي فكري اش متوقف شده بود.كم مي نوشت و نمي توانست كتاب هاي علمي بخواند.كار دانشگاهي را رها كرد و از استادياري استعفا داد زيرا فكر مي كد زماني كه وضعيت فكري و عاطفي اش چنين آشفته و اضطراب انگيز است نمي تواند تدريس كند....."  از كتاب "روانشناسي كمال":دكتر دوآن شولتز-نشر پيكان
پاسخ به یک سوال: ریشه ی رازورزی در محتویات روانی
1393/08/19 - 17:32
دکتر محمدرضا سرگلزایی
سوال: اين موضوع كه براي بيان آركه تايپ ها و ديگر پديده هاي مربوط به روان، از سمبل ها يا نوعي رمز استفاده مي شود، اين سوال را به ذهن متبادر مي كند كه چرا سمبوليسم اينچنين با روانشناسي در آميخته است؟ آيا اين مسئله ربطي به احساس ناامني دارد؟
در پاسخ بايد گفت كه خير، این ماجرا ربطی به رمز گذاری برای حفظ امنیت مطالب محرمانه ندارد.
میدانید که اگر جهان هستی را به شکل دایره و دورانی در نظر بگیریم؛ در این دایره، نسبت محیط دایره به قطر آن، بيانگر تبدیل جهان حلقوی به جهان خطی است.  از نقطه نظر ریاضی، نسبت محیط به قطر دايره مساوی است با عدد پی یا همان .3/14 در زمان غیاث الدین جمشید کاشانی که عدد پی را محاسبه کردند مساوی 3/14 بدست آمد؛ ولی امروز با ماشین¬های محاسبه¬گر قوی تا 168 رقم اعشار برای آن بدست آمده که این رقم اعشار با ساخت ماشین¬های قوی تر همچنان بیشتر خواهد شد.
موسی و یکتاپرستی، آخرین نوشته فروید
1393/07/30 - 10:4
دکتر محمدرضا سرگلزایی
این هفته بیشتر وقت آزادم صرف مطالعه کتاب "موسی و یکتاپرستی" فروید شد. در این کتاب "زیگموند فروید" فرایند شکل گیری و تحول ادیان را مطابق با سیر شکل گیری و تحول روان نژندی در افراد بررسی کرده است. طبعا اگر کسی منطق فروید را نفهمد این جمله از فروید که "دین ، روان نژندی جمعی است"، به نظرش مغرضانه و توهین آمیز می آید. جملات فروید را باید در متن ادبیات روانکاوانه فهمید، جدا کردن آنها از متن منجر به سوتفاهم آنها میشود. اما اگر منطق فروید را بدانیم و این کتاب را در این چارچوب بخوانیم و آن را "بیانیه ای علیه مذهب" تلقی نکنیم به نتایج مهمی میرسیم:
روانكاوي به روايت ژاك لكان
1393/07/23 - 18:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی
اینکه سایکوآنالیز اثر می­کند یا خیر، خود بسیار مورد چالش است؛ چرا که این درمان برخلاف رفتاردرمانی که علامت هدف مشخص دارد؛ درماني بسيار طولاني و غير قابل كنترل است. "اریک فروم" در کتاب "هنر گوش دادن" می­گوید: "روانکاوی هنر تغییر دادن شخصیت است".
برداشتی از روانشناسی فرافردی
1393/07/02 - 20:47
دکتر محمدرضا سرگلزایی
جريان روانشناسي مدرن در يكصد سال اخير شامل چهار موج بوده است. موج اول روانشناسي، نگرش "روانكاوانه" (Psychoanalytic) بود. اين جريان توسط "زيگموند فرويد"، عصب شناس اتريشي، پايه گذاري شد و با كارهاي بزرگان ديگري همچون" آدلر"، "يونگ"، "هورناي"، "فروم"، "الكساندر" و... گسترش پيدا كرد. اساس تئوري روانكاوي بر نقش" سائق ها" (Drives) بر رفتار انسان بود. ارگانيسم تمايل به ارضاء سائق (معادل ذهني غريزه) دارد و تمدن، ارضاء سائق ها را محدود مي كند. در كشمكش بين نياز ارگانيسم به ارضاء و نياز تمدن به اطفاء غرايز، فرآيند سركوبي و انواع مكانيزم هاي دفاعي شكل مي گيرند تا تعادلي بين ارضاء و اطفاء ايجاد كنند.
سخنرانی راجع به مسیر تفرد از دیدگاه یونگ
1393/06/30 - 14:49
دکتر محمدرضا سرگلزایی
يونگ راجع به انسان هزاره سوم دستاوردهاي مهمي از لحاظ روانشناسي و اجتماعي دارد. از نظر يونگ، تفرد يا individuation فرایندی است كه بايد در زندگي رخ دهد تا ما انسانهاي كاملي شويم. در واقع ما قبل از متفرد شدن نيمه انسانيم؛ انسان بودن براي ما يك امكان بالقوه است نه بالفعل. آنچه در ابتدا بالفعل است حيوان بودن ماست. اما فقط عده اي از ما انسان شده و عده اي ديگر انسان نخواهند شد. به نظر ميرسد كه انسان شدن مشكل باشد!
رواندرمانی:کثرت اندیشی و عمل گرایی
1393/06/25 - 10:5
دکتر محمدرضا سرگلزایی
افلاطون گفته است ما انسانها همانند غار نشین هایی هستیم که هیچگاه نمی تواننداز غار بیرون بروند و دست و پای آنها را زنجیر کرده اند و رو به دیوار غار نشانده اند واتفاقاتی که در بیرون غار می افتد را نمی توانند ببینند و فقط می توانند از طریق سایه های آن اتفاقات که بر روی دیوار غار می افتند  حدسیاتی در مورد آنچه دربیرون غار رخ می دهد بزنند.    در واقع تئوری افلاطون ناشناختنی بودن جهان را به ما نشان می دهد و این که حقیقت برای انسان ناشناختنی است .

در ریاضیات نظریه ی "کورت گودل" که نقد تلاش برتراند راسل بود و در فیزیک هم در اصل عدم قطعیت هاینزنبرگ (uncertainty principle ) شبیه همین نگاه را داریم: در این تئوری هاینزنبرگ بیان می کند که برای ما غیر ممکن است که هم موقعیت دقیق یک ذره را و هم اندازه حرکت آنرا همزمان اندازه بگیریم یعنی ما هر چیزی را بخواهیم اندازه بگیریم در کنارش اندازه ی دیگری را از دست می دهیم و همیشه گوشه ای از حقیقت را می بینیم

چگونه ممکن است آرکی تایپ ها (کهن الگوها) اساس ژنتیک داشته باشند؟
1393/06/23 - 10:7
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در ابتدا باید یادآوری کنم که بین یونگ و نو-يونگي ها یک اختلاف نظر مهم درباره ی کهن الگوها وجود دارد. یونگ آرکی تایپ ها را همچون بستر افکار در نظر می گرفت در حالی که نو-یونگی ها آرکی تایپ ها را بصورت محتوای افکار در نظر می گیرند. در این زمینه در ژورنال زیر مطلب مفصلی آمده است:
Eisold,K. (2002), "Jung, Jungians and Psychoanalysis", Psychoanalytic Psychology, 19(3): 501-524
من در اینجا با دیدگاه خود یونگ به سوال شما پاسخ می دهم؛ یعنی با این دیدگاه که کهن الگوها شیوه های دریافت و پردازش اطلاعات هستند.
مي دانيد كه آگاهي سه مرحله دارد: يكي مرحله sensation يا حس، دوم مرحله perception يا ادراك و سوم مرحله apperception يا اندريافت.
لیبرالیسم و سوسیالیسم در روانشناسی
1393/06/19 - 20:13
دکتر محمدرضا سرگلزایی
قرن بیستم عرصه ی جدال نظریه پردازان چپ (سوسیالیست) و راست (لیبرالیست) بود. این جدل و جدال به حوزه ی روانشناسی هم سرایت کرد. دو فلسفه مهم در علوم اجتماعی وجود دارند که یکی از آنها، فلسفه لیبرالیسم و در مقابل آن فلسفه سوسیالیسم است. اين دو فلسفه در حيطه هاي اقتصادي، علوم سياسي و روانشناسي مورد استفاده قرار مي گيرند.در حیطه ی اقتصادی، نقطه ی مخالف سوسیالیسم را کاپیتالیسم می دانند اما در حیطه روانشناسی، سوسیالیسم در مقابل لیبرالیسم، این معنا را میدهد که آیا یک فرد اساساً مجزا از شبکه اجتماعی خود مفهومی دارد یا خیر؟
اختلالات خلقی- متن پیاده شده کلاس برای دانشجویان
1393/06/18 - 14:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی
کلمه ی "تایم" Thyme در یونان باستان ریشه ی دو کلمه بود. یکی گیاه "آویشن" که آن را گیاه شجاعت می دانستند و شب ها مقداری آویشن را درون بالش می گذاشتند که بوی آن کابوس ها را براند و دیگری نام غده اي به نام تیموس در بدن که یونانیها فکر میکردند این غده خلق را تنظیم میکند. الان مشخص شده این غده هیچ ارتباطی با خلق ندارد؛ فقط گروهی از سلولهای ایمنی در زمان جنینی و نوزادی دوران بلوغ خود را در این غده طی می کنند و در بزرگسالی عملکرد این غده متوقف میشود.به هر حال این ریشه ی کلمه ی "تایم" است که شما در کلماتی مثل دیس تایمیک و هیپرتایمیک آن را می بینید.
خلاقیت
1393/06/16 - 10:21
دکتر محمدرضا سرگلزایی
ژان پل سارتر فیلسوف و نمایشنامه نویس برجسته ی اگزیستانسیالیست می گوید: "انسان، هست آنچه که نیست و نیست آنچه که هست!" . من فکر می کنم این عبارت به زیبایی ویژگی مهم انسان را بیان می کند: خلاقیت. انسان بودن یعنی داشتن حق انتخاب های متعدد با وجود اسارت در جبرهای ژنتیکی- فرهنگی- زبانی- اقتصادی و سیاسی! همیشه می شود کاری کرد متفاوت با کاری که داریم می کنیم؛ گرچه معنای حرفم اصلا این نیست که هر کار که آرزو و اراده کنیم قابل انجام است. زندگی مثل صحنه ی بازی شطرنج می ماند. ما بی نهایت حق انتخاب داریم؛ اما هرگز حق انتخاب خروج از صفحه ی شطرنج یا زیر پا نهادن قواعد بازی را نداریم. البته اگر خوب بازی نکنیم شمار این حق انتخاب ها به تدریج کمتر و کمتر می شود تا جایی که در بن بستی گیر می افتیم که به آن "کیش-مات" می گویند. می خواهم بگویم که چیزی که اغلب بیش از موانع بیرونی ما را محدود می کند ضعف در خلاقیت است.
درباره الکلیسم و کلینیک الکل
1393/06/11 - 12:10
دکتر محمدرضا سرگلزایی
الکلیسم خطرناک است

الکلیسم سومین علت شایع مورتالیتی و موربیدیتی در جهان است. در آمریکا یک سوم تصادفات رانندگی و دو سوم تصادفات رانندگی آخر شب و نیز دو سوم قتل ها تحت تاثیر الکل اتفاق می افتند. در فرانسه که 10 درصد نیروی کار کشور در صنایع مرتبط با تولید و توزیع الکل کار می کنند، 10 درصد کل مرگ و میر نیز مربوط به عوارض مصرف الکل است و 30 درصد تخت های بیمارستانی نیز در اشغال مشکلات مرتبط با مصرف الکل است. مصرف طولانی مدت الکل عوارض قلبی، فشار خون بالا و مشکلات کبدی ایجاد می کند. مصرف الکل در زنان باردار ”سندرم الکل جنینی“ ایجاد می کند که شایع ترین علت عقب ماندگی ذهنی قابل پیشگیری در کشورهای صنعتی است.

اختلال وسواسی-جبری
1393/06/09 - 11:16
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در اختلال وسواسی-جبری،  Obsession  فکری است که برای فرد درگیری و اشتغال ذهنی ایجاد می‎کند و Compulsion عملی است که برای رهایی از تنشِ ایجاد شده توسط آن فکر، به صورت ذهنی و عینی انجام می‎گیرد.
به عقیده ی من اگر Obsession را معادل Rumination بگیریم و Compulsion را معادل Ritual؛ می‎توانیم OCD را Ruminative Ritualistic Disorder (RRD) بنامیم که البته نبایستی با اختلال شخصیت وسواسی جبری اشتباه گرفته شود. شاید بهتر است اسم اختلال شخصیت وسواسی جبری را به Perfectionist Personality تغییر دهیم.
تاریخ اندیشه_ تفکر سقراطی
1393/06/02 - 20:42
دکتر محمدرضا سرگلزایی
همگی شنیده ایم گاهی که آدمها مي خواهند یکدیگر را نصيحت كنند مي گويند "عاقل باش!"؛ يا "اين تصميمت عاقلانه نيست"؛ يا اينكه "عقلاني حرف بزن!". حال مي خواهيم ببينيم که تعریف عقلانيت چيست. شخصی به نام "آلن دو باتن" (فیلسوف سوئیسی)در کتاب "تسلی بخش های فلسفه" به دنبال ارائه ی جوابی برای اين سوال است. او تأكيد مي كند بيشتر مردم وقتي که راجع به عقلانيت صحبت مي كنند "عرفي بودن" را مد نظر دارند. "آلن دوباتن" مي گوید این تعریف عقلانیت باعث مي شود كه هر گاه كسی به گونه ای متفاوت با ما فكر یا عمل كند؛ از نظر ما آدم غير متعارف و درنتیجه غير خردمندي به نظر بياید. او نقل می کند كه وقتي سفيد پوستها وارد قاره آمريكا شدند؛ سرخ پوستها را دیدند که اصول غير متعارفي داشتند؛مثلأ دماغشان را سوراخ مي كردند و دور آتش می رقصیدند و به شكل متفاوتي لباس مي پوشيدند.
تاریخ اندیشه-مدرنیته
1393/05/29 - 10:46
دکتر محمدرضا سرگلزایی
"ماكس وبر"  يكي از كساني است كه مدرنيته را تعريف كرده است. او مدرنيته را Disenchantment تعریف می کند. Enchantment   در انگليسي يعني راز ورزي، تقدس، حريم قائل شدن. Disenchantment يعني جايي كه تقدس زدايي شده است. مثلآ ممکن است در يك کشور به راحتي بتوان شهردار را زير سوآل برد؛ بعد به استاندار كه مي رسد کمی سخت ميشود؛ و به مقامات بالاتر كه ميرسد خيلي سختتر... و بالاتر از آن، هيچ كس اجازه ندارد حرف بزند! اين جامعه، Enchantment پيدا نكرده و جامعه ای غير مدرن است. حتی اگر هر نفر در جيبش دو دستگاه تلفن همراه داشته باشد و یا  در هر اتاقی دو عدد لپ تاب داشته باشيم؛
تحلیل تعاملی و زوج درمانی تعاملی
1393/05/19 - 14:45
دکتر محمدرضا سرگلزایی
تحلیل رفتار متقابل درباره اینکه چه تعامل و داد و ستدی سالم است و چه تعاملی ناسالم بحث می کند . اریک برن پایه گذار این مکتب براین باور بود که مفاهیم روانکاوی درون فردی است ولی بسیاری از رفتارهای ما در تعامل با دیگران شکل می گیرد . درست مانند بازی شطرنج که بسته به حرکت مهره های مقابل ما مهره خود را تغییر می دهیم .  این تئوری در واقع بین فردی نه درون فردی .این در واقع نقص دیدگاه فروید بود که تعامل انسانها را از کودکی به این سو بحث نمی کرد .  در حالی  که این تعامل دائما وتا آخر عمربر ما تاثیر گذار است یعنی بخشی از هویت ما تحت تاثیر این است که با چه کسانی در حال تعامل هستیم . بعد از فروید گروهی از شاگردان او که به نوفرویدی ها معروفند به اهمیت محیط و "دیگران" در شکل گیری هویت و شخصیت ما اشاره کردند.
سلامت و بیماری در روانشناسی وجودی
1393/05/16 - 10:38
دکتر محمدرضا سرگلزایی
دو رویکرد در روانشناسی از نظر تاریخی مقدم بر دیدگاه اگزیستانسیال یا وجودی بودند . یکی رویکرد تحلیلی (سایکوآنالیز) است که توسط فروید پایه گذاری شد . فروید معتقد بود که تمام رفتارهای ما تابع متغیر های زیست شناختی ماست (ژن ها و هورمون ها) . البته فروید تنها فردی نبود که دیدگاه بیولوژیک داشت. در فلسفه شوپنهاور فیلسوف برجسته ی آلمانی که به فیلسوف بدبین معروف است با نظریه ی "اراده ی معطوف به حیات" پیش از فروید جبر زیستی را معرفی کرد. در ادبیات هم جنبش ناتورالیسم که امیل زولا نویسنده معروف این سبک است  ما را به این نتیجه گیری می رساند که ما در یک جبربیولوژیک زندگی می کنیم ، جبری که تعیین کننده افکار و احساسها و رفتارها و تصمیم گیری های ماست و همه اینها بر اساس یک وزنه سنگین بنام ناخودآگاه است که هدایت می شود و ما خیال می کنیم که تصمیم می گیریم ما خیال می کنیم که انتخاب می کنیم و.... درواقع ما به دلیل دیدن سر کوه یخ خیال می کنیم که خودمان تصمیم می گیریم در حالی که قسمت اعظم کوه یخی که ما را هدایت می کند زیر آب است . انگار ما در قطاری هستیم که به سمت جنوب در حرکت است و اگر ما در قطار به سمت شمال هم بدویم باز هم ما به سمت جنوب میرویم . و این دیدگاه در واقع بد بینی ای را ایجاد می کرد زیرا این نگاه یک نگاه دترمینستیک یا جبر گراست .
(آسیب شناسی روانی(دیدگاه بیولوژیک
1393/05/13 - 17:59
دکتر محمدرضا سرگلزایی
از نظر Neuroscience یا علوم اعصاب مغز یک کمپلکس بیوشیمیایی است؛ یک دستگاه شیمیایی که بر اساس غلظت موادی که در این دستگاه وجود دارد و حساسیت گیرنده‎ها یا Receptor ها ما احساساتی پیدا می‎کنیم  یا واکنش‎ها  و رفتارهایی انجام می‎دهیم Neurotransmitter ). یعنی انتقال دهنده عصبی یا ناقل عصبی). چهار Neurotransmitter اصلی در مغز وجود دارد که عبارتنداز: دوپامین، استیل‎کولین،  سروتونین یا- 5هیدروکسی تریپتامین (5-HT ) و نوراپینفرین.
آیا فمینیسم بدون سوسیالیسم ممکن است؟
1393/05/09 - 14:10
دکتر محمدرضا سرگلزایی
فمينيسم چيست؟
«مارلين لگيت» كتابي دربارۀ تاريخ فمينيسم نوشته كه با نام «زنان در روزگارشان» با ترجمۀ نيلوفر مهديان توسط نشر ني منتشر شده است. «لگيت» تاريخ فمينيسم را در سه سطح بررسي مي كند. سطح اوّل عصيان هاي فردی عليه تعريف نهادينۀ زنانگي در جامعه است. شايد رهبانيت «رابعه عدويّه»، كشف حجاب «طاهره قر̈ه العين» و اشعار اروتيك «فروغ فرخزاد» را بتوان نمونه هايي از اين سطح فمينيسم در جامعۀ ما به حساب آورد. سطح دوّم فمينيسم، به تغيير گسترده تر در فرهنگ جامعه بستگي دارد: گسترش اين نگرش كه سنّت هاي اجتماعي نه اموري الهي، كه قراردادهايي بشري هستند. بر‌ اين اساس كتاب «تبارشناسي اخلاق» ويلهلم فريدريش نيچه و كتاب «تاريخ جنسّيت» ميشل فوكو را مي‌توان حركت هايي فمينيستي محسوب كرد.
!لیک سوراخ دعا گم کرده ای
1393/05/07 - 18:43
دکتر محمدرضا سرگلزایی
مولانا در دفتر چهارم مثنوی حکایتی آورده است تحت عنوان «سرٌ خواندن اورادِ وضو» مولانا در این حکایت ابتدا راجع به دعاهای وضو سخن می گوید:
چون که استنشاق بینی می کنی         بوی جنت خواه از رب غنی
یعنی هنگام شستن بینی در وضو (استنشاق) باید بگویی: «اللهم ارحنی رایحة الجنة: (خداوندا رایحه بهشت را بر من بوزان)»
چون که استنجا کنی ورد سُخُن                این بُوَد که از زیانم پاک کن
!نقطه ای بود و سپس هیچ نبود
1393/05/05 - 9:41
دکتر محمدرضا سرگلزایی
مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری قطعه شعر زیبایی دارد که گفتگوی میان عقاب و کلاغ نام دارد. در این شعر حکایت گونه عقابی از کلاغی می‌پرسد که راز عمر طولانی کلاغ‌ها چیست و کلاغ پاسخ می‌دهد:«دلیل این که شما عقاب‌هاعمر کوتاهی دارید این است که بسیار بلند پروازید و به طبقات بالای جو می‌روید که آنجا هوا سرد است و عمر شما را کم می‌کند. اما ما کلاغ‌ها همین پایین‌ها پرواز می کنیم که هوا گرم است و عمر ما طولانی می‌شود.» عقاب که به عمر طولانی علاقمند شده است تصمیم می‌گیرد همچون کلاغ زندگی کند و بالا نپرد. بنابراین مدتی با کلاغ همسفر می‌شود.
پا از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم؟!
1393/04/31 - 18:18
دکتر محمدرضا سرگلزایی
افسانه پردازان یونانی داستان جوانی را نقل می‌کنند که به مدد بال‌هایی که از موم ساخته بود موفق می‌شود از زندانی که در میان جزیره‌ای واقع بود و هیچ راه فراری نداشت، پرواز کندو رهایی یابد «ایکاروس» که از فرار خود به وجد آمده بود وسوسه شد که بالاتر و بالاتر برود و در نهایت دچار این وسوسه شد که آنقدر بالا رود تا به خورشید برسد غافل از آنکه چون به نزدیک خورشید برسد گرمای خورشید بالهای مومی او را آب می‌کند. چنین شد که ایکاروس که نتوانست بر بلند پروازی خود غلبه کند از اوج آسمان فرو افتاد و به عمق اقیانوس فرو رفت.
!حیرت اندر حیرت اندر حیرت است
1393/04/25 - 17:46
دکتر محمدرضا سرگلزایی
مولانا در مثنوی حکایت بقالی را آورده است که طوطی خوش زبانی داشت و اغلب مشتریان بقال هنگامی که برای خرید به مغازه بقال می‌آمدند با طوطی هم حال و احوالی می‌کردند . از قضا روزی که بقال بیرون مغازه بود گربه‌ای وارد مغازه شد. طوطی از ترس گربه به در و دیوار می‌پرید و کوزه روغن به زمین افتاد و شکست و روغن بر زمین ریخت.
وقتی بقال به مغازه برگشت گربه رفته بود اما پرهای به زمین ریخته و کوزه شکسته و روغن ریخته به بقال نشان داد که کار طوطی بوده است. بقال عصبانی ترکه ای برداشت و طوطی بیچاره را زیر کتک گرفت. استرس روی استرس آمد و پرهای سر طوطی ریخت و طوطی کچل شد.
!نیک و بد نسبی است،این را هم بدان
1393/04/22 - 17:26
دکتر محمدرضا سرگلزایی
شاید نخستین کسی که به جرم «تشویش افکار عمومی» رسما محکوم به اعدام شد. سقراط حکیم باشد. فیلسوف نام‌آور یونانی که چند قرن پیش از میلاد مسیح در آتن زندگی می‌کرد. داستان این مجرم محکوم به اعدام داستان عبرت آموزی است. سقراط در بازار شهر و در میان مردمان رفت و آمد می‌کردو چیزی از دهان او در نمی‌آمد مگر سوال! از همه کس می‌پرسید و همه چیز را مورد سوال قرار می‌داد. مفاهیمی که به عقیده‌ی مردمان، مطلق و ابدی بودند را مورد چالش و نقد قرار می‌داد. تعریف سقراط از عقلانیت چیزی شبیه این بود: «نقد کردن بدون خط قرمز»
!تا ندانی که سخن عین صواب است مگوی
1393/04/19 - 9:52
دکتر محمدرضا سرگلزایی
سعدی شیرازی در کتاب گرانقدر «گلستان» حکایت مردی را آورده است که دچار ناراحتی چشم شد و برای معالجه‌ی آن به «بیطار» (دامپزشک) مراجعه کرد. بیطار هم از همان دوا که در چشم چارپایان می‌ریخت در چشم او ریخت و او نابینا شد.
!خر بِرَفت و خر بِرَفت و خر بِرَفت
1393/04/15 - 10:2
دکتر محمدرضا سرگلزایی
پکی از قصه‌های شیرین مثنوی، داستان مردی است مسافر که در کاروانسرایی مهمان شد. الاغش را به طویله دار سپرد و خود وارد مهمانسرا شد. گروی اوباش که پاتوق‌شان آن کاروانسر بود تصمیم گرفتند شام آن شب‌شان را به خرج مهمان غریب صرف کنند. بنابراین نقشه کشیدندکه الاغش را بدزدندو بفر وشند. با پولش آبگوشت مفتی بخورند. می‌خواندند و می‌رقصیدند با شعری که ترجیع بند آن این بود: «خر برفت و خر برفت و خر برفت»
چرا قصه درمانی؟
1393/02/17 - 20:22
دکتر محمدرضا سرگلزایی
سالهاست که محققان به این نتیجه رسیده اند که دو نیمکره مغز عملکردهای متفاوتی دارند. آنچه بطور معمول عملکرد منطقی می نامیم (تجزیه و تحلیل اطلاعات، منطق ریاضی و زبان) توسط نیمکره ی چپ مغز سازماندهی می شود، در حالیکه ادراکِ هنری (زیبایی شناسی، و درک شعر و موسیقی) توسط نیمکره ی راست مغز ما صورت می گیرد.
"گفتمان قدرت_فصل هشتم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/16 - 17:31
دکتر محمدرضا سرگلزایی
« آلفرد آدلر » پايه گذار مكتب « روانشناسي فردي » در قلمروي روانكاوي ، اين ايده را مطرح ساخت كه انگيزة اساسي فعاليت هاي بشر « كسب قدرت » است . از نظر آدلر بشر دچار يك « عقدة حقارت بنيادي » است كه از كهتري و ناتواني دوران كودكي او ريشه مي گيرد . در واكنش به اين احساس حقارت بشر تلاش مي كند در پلّكان قدرت بالا و بالاتر برود .
"اخلاق به مثابه قرارداد مدنی_فصل هفتم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/15 - 11:3
دکتر محمدرضا سرگلزایی
« سرويليام ديويدراس » فيلسوف بريتانيايي براي اين كه اخلاق را از پيچيدگي و امتناع ( impossibility ) خارج كند و « اخلاقي عملي » بسازد دست به ابتكار جالبي زد : « اخلاق به مثابه قرارداد مدني » همانطور كه در زندگي عملي قادر به تأمين عدالت ( به معناي هر چيز به جاي خويش ، هر كس به قدر خويش ، هر رفتار به وقت خويش ) نيستيم و عدالت را به مثابه «مساوات » قرارداد مي كنيم ، براي عملي كردن اخلاق ، اخلاق را به مثابه اخلاق شهروندي تعريف مي نماييم .
"تعریف و بازتعریف امر اخلاقی_فصل ششم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/14 - 12:14
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در اين كتاب ، ابتدا به « ضرورت » امر اخلاقي پرداختيم ، حال زمان پاسخ دادن به اين سؤال است كه « ماهيت اخلاق » چيست ؟ نظريه پردازان اخلاقي ( Ethics=morality ) به دو صورت به تعريف اخلاق پرداخته اند . صورت اوّل : تعريف فعل اخلاقي صورت دوّم : تعريف فاعل اخلاقي فعل اخلاقي چيست ؟ يكي از اوّلين تعاريف فعل اخلاقي توسط « امانوئل كانت » فيلسوف آلماني صورت گرفت . از نظر كانت ، فعل اخلاقي را نبايد بر اساس نتايج اش تعريف كنيم بلكه بايد با يك « حسّ زيباشناختي » حُسن و قُبح ذاتي اعمال را تشخيص دهيم
"قدرت اخلاق_فصل پنجم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/13 - 13:2
دکتر محمدرضا سرگلزایی
تنها در صورتي مي توان براي « مبارزة اخلاقي » شانسي براي پيروزي قائل بود كه براي « اخلاق » قائل به قدرتي باشيم . اگر اين قدرت فرضي را قدرتي « متافيزيكي » بدانيم و اين گزاره را مطرح كنيم كه «نيروهاي ناشناخته » حامي و تقويت كنندة مبارزة اخلاقي هستند دچار اين چالش مي شويم كه آيا با اين فرض « هاله اي از تقدّس » و « فراطبيعي » بودن به دور خود نمي كشيم ؟
"اخلاق مبارزه_فصل چهارم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/12 - 23:51
دکتر محمدرضا سرگلزایی
پيش از آنكه كه به سؤالاتي كه در پايان فصل پيش مطرح شد پاسخ دهيم لازم است كه تعريفي از اخلاق مبارزه داشته باشيم . چه دو راهي هاي اخلاقي در مسير مبارزه براي آزادي پيش مي آيند و كدام انتخاب در اين دو راهي ها اخلاقي و كدام انتخاب غير اخلاقي محسوب مي گردد . 1- نحوة مديريت توده : طبعاً در يك مبارزه سه دسته وجود دارند . دو دسته كه بر اساس تضاد عقيده يا منافع در مقابل هم قرار گرفته اند و دستة سوّم كه در حال حاضر بي طرف است امّا هر لحظه قابليت آن را دارد كه به يكي از دو دسته بپيوندد .
"مبارزه برای آزادی،مبارزه برای اخلاق_فصل سوم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/11 - 10:0
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در فصل پيش ، اين گزاره مطرح شد كه ساختارهاي محدود كنندة آزادي ، چنان انسان را نسبت به آزادي حريص مي كنند كه احتمال اين كه چنين انساني « اخلاقي » رفتار كند به شدّت كاهش مي يابد . با فرض پذيرش اين گزاره – كه چون امكان تحقيق تجربي دربارة آن نيست ، تا تناقض دروني در آن نباشد آن را مي پذيريم – ساختارهاي اجتماعي محدود كنندة « فرديّت » و « حق انتخاب » انسان ، او را به سمت « غير اخلاقي بودن » سوق مي دهند ، از اين رو ، براي گام نهادن در جهت اخلاقي كردن جامعه ، لازم است كه در جهت آزادي و حق انتخاب انسان تلاش كنيم . همانطور كه « كارل پوپر » مي گويد : « جايي كه آزادي نباشد ، عدالت نيست » من نيز مي گويم : «جايي كه آزادي نباشد ، اخلاق نيست » اساس « ليبراليسم » در انديشة سياسي از همينجا نشأت مي گيرد .
"ضرورت روانشناختی اخلاق_قصل دوم از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/10 - 12:6
دکتر محمدرضا سرگلزایی
« اريك اريكسون » روانكاو دانماركي مراحل رشد رواني – اجتماعي انسان را در نظرية « اپي ژنتيك » توضيح مي دهد . بر مبناي اين نظريه ، رشد رواني اجتماعي انسان ماهيّتي « پلّكاني » دارد و با كيفيّتي « ايستگاه به ايستگاه » صورت مي گيرد . براي رسيدن به هر مرحله از رشد رواني – اجتماعي لازم است كه مرحله رشدي قبلي را با موفقيت پشت سر گذاشته باشيم . « اريكسون » مراحل رشد را در هشت مرحله معرفي كرده است :
"ضرورت معرفتی اخلاق_فصل اول از کتاب "اخلاق و آزادی
1393/02/09 - 9:57
دکتر محمدرضا سرگلزایی
« لائوتزو » ، فيلسوف چيني ( 500 سال پيش از ميلاد مسيح ) اعتقاد دارد كه هر گاه « راه و رسم تائو » فراموش شود ، آدميان نيازمند « اخلاق » مي شوند و هر وقت « اخلاق » فراموش گردد ، آدميان نيازمند « قانون » مي شوند . « لائوتزو » دربارة اين كه « تائو » چيست هيچ توضيح روشن كننده اي نمي دهد چرا كه خود اعتقاد دارد كه تائو قابل توضيح نيست و تنها با استعاره و تمثيل و تشبيه از آن سخن مي گويد : « تائوي جاودان ، وقتي به زبان آيد ديگر تائو نيست » ! « تائو ، همچنين ظرفي خالي است كه تمام جهان در آن جاي گرفته است » ! با اين تفاصيل ، چاره اي نمي ماند جز اينكه در مورد « راه و رسم تائو » به گمانه زني بپردازيم :
جورج اورول،فروید و توتالیتاریسم
1393/02/08 - 10:36
دکتر محمدرضا سرگلزایی
جورج اورول، رمان نویس انگلیسی و خالق رمان های معروف قلعه ی حیوانات (مزرعه ی حیوانات)، دخترکشیش و 1984 خود را یک نویسنده ی سیاسی می داند. او اعتقاد دارد که هرگاه تصمیم گرفته غیرسیاسی بنویسد چیز«مزخرفی» از آب درآمده است. اما «اریک فروم» روانکاو معروف- که او نیز دیدی سیاسی اجتماعی به مقوله ی سلامت روان داشت- اعتقاد دارد که کتاب 1984 جورج اورول گرچه ترسیم هنرمندانه و عمیقی از یک حکومت توتالیتاریست (تمامیت خواه) را به نمایش می گذارد، تلقی صرفا سیاسی از آن نگاه کاملی نمی باشد.
اسطوره،اقتصاد و اخلاق جنسی
1393/02/07 - 9:54
دکتر محمدرضا سرگلزایی
جیمز جرج فریزر سر جمیز جرج فریز(1941-1854) دانش آموخته ی ممتاز«ترینیتی کالج کمبریج» در رشته«متون کلاسیک» بخش بزرگی از عمر خود را صرف«مردم شناسی اقوام باستانی» نمود که حاصل آن آثار زیر است: توتمیسم(1887)، شاخه زرین(1890)، وظیفه ی روح(1909)، اعتقاد به فناناپذیری و پرستش مردگان(1913)، دانش عوام در عهد عتیق(1918)، آپولودووروس(1921)، پرستش طبیعت(1926)، انسان، خدا و جاودانگی(1927)، اسطوره های منشاء آتش و رشد نظریه ی مُثُل افلاطون(1930)، بافه های انبارشده(1931)، ترس از مردگان در دین ابتدایی(1933) و گزیده ی مردم شناسی(1938).
!فروید و چهار نظریه در باب خشونت
1393/01/28 - 18:31
دکتر محمدرضا سرگلزایی
زيگموند فرويد ،پايه گذار پسيكو آناليز ،در طول دوره حيات علمي اش چهار نظريه مختلف در باب خشونت پيشنهاد كرد. از آنجا كه جامعه اينجا و اكنون ما سخت درگير خشونت است شايد جا داشته باشد كه تحليل پايه گذار تحليل رواني را در باب خشونت بازخواني كنيم:
!مراقب "بازاریابی اجتماعی"باشید
1393/01/26 - 11:17
دکتر محمدرضا سرگلزایی
با اصطلاح«بازاریابی» آشنا هستید. وقتی فروشنده ای کالای خود را تبلیغ می کند، وقتی یک آژانس مسافرتی، تورهای خود را معرفی می کند و هنگامی که یک پیتزافروشی، آگهی افتتاح خود را در خانه ی شما می اندازد، شما می دانید با«بازاریابی» سرو کار دارید. در چنین مواقعی، نگاه تان نقاد و موشکاف می شود و به راحتی، تبلیغات را باور نمی کنید و به قول معروف، با خودتان می گویید:«هیچ بقالی نمی گه ماست من ترشه!» اما گاهی ما با کسانی سروکار داریم که به ظاهر، قرار نیست چیزی به ما بفروشند. این گونه به نظر می آید که ما در حال دریافت کالای رایگانی هستیم بنابراین تصور می کنیم لازم نیست نقاد و موشکاف باشیم. این سناریو، ماجرای«بازاریابی اجتماعی» (social marketing) است. شما پای تلویزیون نشسته اید و بدون این که پولی بپردازید، مشغول تماشای یک سریال داستانی هستید. ظاهر ماجرا این است که فقط مشغول تفریح و سرگرمی هستید، در حالی که مغز شما مشغول یادگیری است. رسانه ای که آن سریال را برای شما نمایش می دهد، در حال«برنامه ریزی ذهن شما» است. در ظاهر، کالایی تبلیغ نمی شود و شما نیز پولی نمی پردازید اما واقعیت ماجرا این است که بسیاری از کالاها- بدون این که بدانید- برای شما تبلیغ می شوند و شما نیز در آینده، بدون این که بدانید چرا، پول هنگفتی را برای خرید این کالاها خواهید پرداخت!
اگزیستانسیالیسم
1393/01/25 - 22:54
دکتر محمد رضا سرگلزایی
گرچه واژه ی « اگزیستانسیالیسم » ریشه دراروپای قرن بیستم دارد ولی نباید تفکر اگزیستانسیالیسم را محصول مدرنیته ی غربی دانست زیرا مبنای این نوع تفکر قرن ها قبل از آن توسط اندیشه ورزانی از گوشه کنار جهان مطرح شده است . برای مثال آنچه « بودا » چند قرن پیش از میلاد مطرح کرده هیچ تفاوت اساسی با اگزیستانسیالیسم قرن بیستم ندارد . برای فهم کامل اگزیستانسیالیسم می توانید به آثار ژان پل سارتر ( فیلسوف ، روان شناس ، نمایشنامه نویس و رمان نویس فرانسوی ) رجوع کنید ، با این حال سعی می کنم در این یادداشت کوتاه تصویری از تفکر اگزیستانسیالیست را ترسیم کنم .
چه كساني از درمان نگهدارنده با متادون سود مي برند ؟
1393/01/24 - 17:27
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در سال 1965 ، « وينسنت دول » و « ماري نيس وندر » طرح درمان نگهدارنده با متادون را براي درمان معتادان ارائه دادند . اين نظريه پردازان با مشاهدة فرآيند معمول درمان اعتياد كه با عود هاي مكرّر همراه است به اين نتيجه رسيدند كه اعتياد يك بيماري قابل درمان نيست بلكه يك بيماري قابل كنترل است به اين معنا كه نياز به درمان مادام العمر دارد . مدل پيشنهادي « دول » و « نيس وندر » براي اعتياد ، شبيه به مدل بيماريهاي داخلي همچون « ديابت وابسته به انسولين » بود . آنها به اين باور رسيدند كه همانطور كه بدن يك بيماري ديابتي وابسته به انسولين قادر به تأمين انسولين مورد نياز بدنش نيست و پزشكان مادام العمر انسولين براي وي تجويز مي كنند ، بدن يك بيمار معتاد قادر به تأمين مواد مورفيني مورد نيازش (انكفالين ها – اندورفين ها – دينورفين ها و اندومورفين ) نمي باشد و به ناچار لازم است مادام العمر يك آگونيست گيرنده هاي اوپيوئيدي در اختيار بيمار قرار دهيم در غير اينصورت بيمار چاره اي ندارد كه براي تأمين نياز خود به هر شكل به تهيه و مصرف مواد افيوني بپردازد حتي اگر اين مواد به صورت غير بهداشتي و غير قانوني در اختيار او قرار گيرند .
افسردگی:یک کلمه،چند معنا
1393/01/23 - 17:39
دکتر محمدرضا سرگلزایی
كلمه افسردگي آنقدر به كار برده شده است كه به نظر موضوع ساده اي مي رسد اما ماجراي بيماري كه با شكايت از افسردگي يا با علائم افسردگي به پزشك مراجعه مي كند ، ماجراي پيچيده اي است . آماري از انگلستان نشان مي دهد كه تنها 30% از بيماراني كه دچار افسردگي مي شوند به مراكز پزشكي مراجعه مي كنند و تنها 30% كساني كه به مراكز پزشكي مراجعه مي كنند تشخيص صحيح دريافت مي كنند و تنها 30% كساني كه تشخيص افسردگي دريافت مي كنند درمان صحيحي را از پزشكان دريافت مي كنند!
در باب عشق
1393/01/19 - 11:23
دکتر محمدرضا سرگلزایی
کلمه «عشق» کلمه غلط اندازی است چرا که فرایندهای مختلفی که گاهی با هم شباهتی هم ندارند به همین نام خوانده شده اند به همین دلیل توصیه ها و تذکره هایی که در باب عشق آمده است ممکن است برای یکی از این فرایندها معتبر باشد در حالی که برای دیگری فاقد اعتبار باشد. به همین لحاظ در ابتدای بحث کلمات دیگری را جایگزین واژه عشق می کنم. • شیفتگی (Passion) : شیفتگی حالتی است که از میل شدید به ارتباط و نزدیکی با یک فرد به طوری که فرد دیگری نتواند جایگزین او گردد. این جمله که از دکتر شریعتی نقل شده این حالت را به زیبایی توصیف می کند: «عشق یعنی حالتی که یک نفر برایت بزرگ شود به اندازه دنیا، و دنیا برایت کوچک شود به اندازه یک نفر».
!والدینی که فرزندانشان را بیمار می کنند
1393/01/18 - 9:15
دکتر محمدرضا سرگلزایی
در حال خواندن كتابي هستم از « آلن دوباتن » فيلسوف و نويسندة سوئيسي الاصل ساكن بريتانيا . نام اين كتاب « پروست چگونه مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند » است. اين سومين كتابي است از آلن دوباتن كه مي‌خوانم . قبلا" « تسلي بخش‌هاي فلسفه » و « هنر سير و سفر » را از او خوانده‌ام . هر سه كتاب فوق‌العاده ارزشمندند .كتاب « پروست چگونه مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند » شرحي كنجكاوانه بر زندگي « مارسل پروست » نويسندة فرانسوي است كه يكي از طولاني ترين رمان‌هاي قرن بيستم را به نام « در جستجوي زمان از دست رفته » نوشته است . « آلن دوباتن » چهرة خلاق و هنرمند اوست . از نقطه نظر « آلن دوباتن » هنرمند كسي است كه نگاهي ويژه و منحصر به فرد به جهان دارد . نگاهي كه از كسي عاريت نگرفته است . هنرمند عينكي جديد مي‌سازد و به هستي به يادگار مي‌گذارد ،
!بازار اجناس تقلبی داغ است
1393/01/17 - 12:27
دکتر محمدرضا سرگلزایی
بارها پیش ‌می‌آید که در جستجوی چیزی هستیم، ولی چیز دیگری را با آن اشتباه می‌گیریم. اگر در شب تاریک از درد معده از خواب بیدار شده باشید و خواب‌آلود و با چشمان نیمه‌باز در گنجة داروها دست برده و به اشتباه به‌ جای داروی معدة خود، داروی دیگری را خورده باشید و آن‌گاه با تشدید درد مواجه شده باشید، می‌دانید که خوردنِ داروی اشتباه نه‌‌تنها درد را برطرف نمی‌کند که درد را تشدید نیز می‌کند. امروزه انسان‌های زیادی با نیاز معنوی مواجه هستند. نیاز معنوی،‌ نیاز انسان به معنای زندگی است. نیاز به اینکه زندگی، پوچ و تکراری و انتخاب‌های ما بیهوده و عبث نباشند. هنگامی که انسان‌های زیادی دچار نیاز معنوی و جستجوی معنا باشند، فروشندگان زیادی نیز پیدا می‌شوند که «تجارت معنویت» به ‌راه می‌اندازند! اگر جستجوگران معنویت، ابزاری برای افتراق بین معنویت اصیل و معنویت قلابی نداشته باشند، به‌راحتی به دام سوداگرانی می‌افتند که کالای تقلّبی خود را به ‌نام کالای اصیل معرّفی می‌کنند و به‌طور قطع همان‌طور که داروی اشتباه درد را می‌افزاید، معنویت قلابی نیز مشکلات انسان را پیچیده‌تر می‌کند. بر این اساس، چند وجه ا‌فتراق مهم بین معنویت اصیل -که مولّد و شکوفاکننده است- و معنویت تقلّبی -که مخرّب و فریبنده است- ذکر می‌کنم.
ناخودآگاه جمعي خرده بورژواها
1393/01/16 - 10:12
دكتر محمد رضا سرگلزايي
مقدمه: گرچه اولين بار اصطلاح «ناخودآگاه جمعي» را دكتر كارل گوستاويونگ –روانپزشك و اسطوره شناس سوئيسي- وضع كرد ولي پيش از او وهمزمان با او نظريه پردازان زيادي به موضوع «روان جمعي» با اصطلاحات ديگري اشاره كردند. چيزي كه يونگ به اين مقوله اضافه كرد مطرح كردن «امكان رها شدن از اسارت روان جمعي» بود: انساني كه مراحل تفَرد(individuation) را طي كند از زنجيره هاي نامرئي روان جمعي (mass psyche) رها مي گردد. چيزي كه بين يونگ و صاحب نظران دیگرمتفاوت بود ديدگاه آنها درباره محتواي ناخودآگاه جمعی بود. «گئورگ ويلهلم هگل» مرحله تاريخي را محتواي ناخودآگاه جمعي مي دانست. «كارل ماركس» طبقه اقتصادي را و «ژاك لاكان» زبان را، در حالي كه نگاه يونگ به ناخودآگاه جمعي نگاهي «اسطوره اي» بود كه به وضوح در تحليل او از علَت جنگ جهاني اول قابل شناسايي است (كتاب يونگ و سياست: ولاديمير اودايينگ نشر ني) در اين مقاله مي خواهم نه باديدگاه يونگي كه با ديدگاه ماركس به مصداقي از ناخودآگاه جمعي بپردازم: ناخودآگاه جمعي خرده بورژواها!
چرا از زندگی لذت نمی بریم؟
1393/01/01 - 21:29
دکتر محمدرضا سرگلزایی
زندگی، آمیزه‌ای از تضادهاست. همزمان در آن هم وقایع خوشایند و لذت بخش و هم وقایع دردناک و رنج‌آور وجود دارند. مثل این که پای تلویزیون نشسته باشید و بتوانید به دهها شبکه تلویزیونی و ماهواره‌ای مختلف دسترسی پیدا کنید. امواج رادیویی، تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای، شما را انتخاب نمی‌کنند. آنها «حضور دارند»، بدون تبعیض و بدون انتخاب. این شما هستید که تصمیم می‌گیرید که تصاویر کدام شبکه بر صفحه تلویزیون خانه شما ظاهر شود. حال، سؤال این است که اگر در هر لحظه می‌توانیم «برنامه‌ای شاد و لذّت بخش» را بر صفحه تلویزیون زندگی‌مان داشته باشیم. پس چرا گاهی از زندگی لذّت نمی‌بریم و برنامه‌های لذت‌بخش را که به آنها دسترسی داریم از دست می‌دهیم؟ پاسخ این سؤال یک کلمه است: «طرحواره‌ها!»
!هر چیز به جای خویش نیکوست
1393/01/01 - 21:21
دکتر محمدرضا سرگلزایی
«شیخ محمود شبستری» در «گلشن راز» شعر زیبایی را آورده است: جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به‌جای خویش نیکوست اگر یک ذره را برداری از جای همه عالم فرو‌ریزد سرا‌پای مهم‌ترین هنر زندگی، این است که «جای درست هر‌چیز» را پیدا کنیم. برخی از افراد، احساسات و رفتارهای بشری را به «خوب و بد» تقسیم می‌کنند. برای نمونه محبت، ترحم، بخشش و انعطاف را خوب می‌دانند و خشم، حسابگری و سخت‌گیری را بد می‌دانند. چنین نیست! محبت اگر در جای درستِ خود اعمال شود، زیباست. اگر محبت را نابه‌جا به‌کار بریم، نه‌تنها زیبا نیست که زشت و زشتی‌آفرین است!
قانونی برای همه
1393/01/01 - 21:8
دکتر محمدرضا سرگلزایی
سال‌ها قبل، یک متخصص مدیریت به نام «پارتو» قانون مهمی را بیان کرد: «ما برای انجام همه‌ی کارها وقت نداریم، ما برای انجام همه‌ی کارها پول نداریم، اما برای انجام مهم‌ترین کارها، وقت و پول داریم.» بنابراین یکی از «مهم‌ترین کارها» این است که تعیین کنیم «مهم‌ترین کارها» برای من کدام‌اند. به این کار «اولویت‌بندی» می‌گوییم. اگر «اولویت‌بندی» نداشته باشیم، وقت و پول خود را صرف کارهایی می‌کنیم که از درجه‌ی دوم یا حتی سومِ اهمیت برخوردارند، آن‌وقت برای کارهای درجه ‌یک خود، وقت یا پول کافی نداریم. علاوه‌بر وقت و پول، در دیگر زمینه‌ها هم ما دچار «محدودیت منابع» هستیم. برای نمونه، در زمینه‌ی «اعتبار»؛ ما در بین مردم، اعتباری داریم، اما این اعتبار، «بی‌نهایت» نیست. اگر اعتبارمان را در جایی خرج کنیم که از درجه‌ی اهمیت پایینی برخوردار است، در جایی‌که از درجه‌ی اهمیت بالاتری برخوردار است، «اعتبار» کم می‌آوریم! «سعدی» این مطلب را به زیبایی بیان کرده است: «سخن کم گوی تا در کار گیرند»
روشنفکری و روشنفکر مآبی
1392/10/12 - 16:36
دکتر محمد رضا سرگلزایی

دیروز دوستی سخنی گفت که مرا به فکر فرو برد. دوستم گفت : من روشنفکرها را دوست دارم ولی از روشنفکرمآب‎ها خوشم نمی‎آید. چون موضوع جلسه چیز دیگری بود من دنباله‎ی این‎حرف را نگرفتم ولی با خودم راجع به آن، گفتگویی داشتم که ماحصل این را با شما در میان می‎گذارم.

يونگ:سينما و ادبيات
1392/10/04 - 13:28
دکتر محمد رضا سرگلزایی

براي دوستاني كه هم به "روانشناسي تحليلي يونگ" و هم به سينما و ادبيات علاقمندند ليستي از آثار سينما و ادبيات جهان را بر مبناي اجزاء روانشناسي يونگي فهرست كرده ام:
A –موضوع: فرايند تفرد
1- داستان "پينوكيو"-نوشته "كارلا كلودي"
2- داستان"جادوگر شهر زمرد(OZ)"-نوشته"فرانك باوم"
3- داستان"كيمياگر"-نوشته "پائولو كوئيلو"
4- فيلم سينمايي"آخرين وسوسه مسيح"-كارگردان"مارتين اسكورسيزي"
5- دوگانه"نان و شراب" و "دانه زير برف"-نوشته "اینیاتسیو سیلونه"
6- فيلم سينمايي "برخورد نزديك از نوع سوم"-كارگردان "استيون اسپيلبرگ"
7- داستان "سيذارتا"-نوشته "هرمان هسه"
8- داستان "سي مرغ و سيمرغ"- از "منطق الطير " عطار


وقتی که باید نقش بازی کنیم
1392/10/04 - 13:24
دکتر محمد رضا سرگلزایی

در قرآن آمده است که حضرت ابراهیم وارد قبیله ای شد که اهالی آن ستاره پرست بودند.
حضرت ابراهیم در ستاره پرستی با آنان همراه شد تا هنگامی که شب های مهتابی فرا رسیدند و ستاره ها محو شدند. آن وقت، حضرت ابراهیم با اظهار این که خدایی که غروب کند شایسته ی پرستش نیست، شروع به پرستش ماه نمود. هنگامی که خورشید طلوع کرد و ماه را محو نمود، حضرت ابراهیم با همان استدلال، از پرستش ماه امتناع کرد و به پرستش خورشید روی آورد تا این که غروب شد و این بار نیز حضرت ابراهیم پرستش خورشید را رها کرد و با گفتن این عبارت که«من به دنبال خداوندی هستم که غروب نکند». به اهالی آن قبیله، درس مورد نظرش را آموخت. حضرت ابراهیم برای موثربودن درسی که در پی آموزش آن بود، چند شب و روز«نقش بازی کرد».


نگاهی به موضوع روابط خارج زناشویی
1392/10/04 - 13:21
دکتر محمد رضا سرگلزایی

تعریف رابطه خارج زناشویی می تواند مورد اختلاف نظر باشد . گروهی رابطه جنسی با فردی غیر از همسر را رابطه خارج زناشویی می نامند . اما به نظر نگارنده برای این که رابطه ای را در این مقوله قرار دهیم لزوما نباید س.ک.س اتفاق بیفتد ، بلکه هر رابطه ای با فرد غیر همجنس ، خارج از اعضای خانواده که از همسر پنهان شود یک رابطه خارج زناشویی محسوب می شود . در این مقاله  قصد دارم به علل رابطه خارج زناشویی نظری بیندازم .
 

زن-مرد-زندگی
1392/10/04 - 12:43
دكتر محمدرضا سرگلزايی

آیا تفاوت های جسمانی بین زن و مرد لزوما باعث می شود زن ومرد نحوه ی تفکر و احساسات متفاوتی داشته باشند؟آیا برخی از امور زندگی «مردانه»و برخی از امور آن «زنانه»اند؟شما چه فکر می کنید؟آیا «بچه داری»کار زنان است و«خلبانی» کار مردان؟
پایه گذاران روانکاوی همچون«زیگموند فروید»،«کارل یونگ» و «اریک اریکسون» اعتقاد داشتند که ساختار «روان زنانه»با ساختار «روان مردانه» متفاوت است وهمانطور که نمی توان انتظار داشت مردی وظیفه ی زایمان و شیردهی را به عهده بگیرد نمی توان سایر امور «بچه داری»را به مردان سپرد.این صاحب نظران می اندیشیدند که «طبیعت» وظایف متفاوتی را برای زنان و مردان درنظر گرفته است.

 

زندگی عاقلانه
1392/10/04 - 12:40
دكتر محمدرضا سرگلزايی

امروزه بيش تر مردم به زندگي عاقلانه بها مي دهند اما کمتر کسي دقيقاً مي تواند توضيح دهد که منظورش از زندگي عاقلانه چيست؟ برخي از مردم، خود را «معيار» و «ملاک» زندگي عاقلانه مي دانند! آنان چنان خود محورند که تصور مي کنند سبک زندگي شان مبنا و معيار است و به خود حق مي دهند تا ديگران را نصيحت کنند که «مثل من باش!»


"رواندرمانی مبتنی بر "تاب آوری
1392/10/04 - 12:36
دكتر محمدرضا سرگلزايی

ساز و کار«انگیزش»[2] در جانوران بر دوش سامانه آدرنرژیک قرار گرفته است.
سیستم آدرنرژیک یا سمپاتیک بدن جانوران، در هنگام رویارویی جانور با عامل مزاحم یا مخاطره آمیز بیرونی فعال می شود و جانور را برمی انگیزد تا یکی از دو گزینه«ستیز» یا«گریز»[3] را برگزیند. در این هنگام، جانور یا درگیر حذف عامل مزاحم می شود یا خود را از عامل مزاحم دور می کند و در هر دو صورت به آرامشی فوری دست می یابد. این آرامش فوری بازخورد مثبت[4] به  سیستم عصبی مرکزی می دهد و در نتیجه ، از طریق«شرطی سازی عامل»[5]جانور تقویت می شود که در هر مواجهه با عامل ناخوشایند بیرونی از دوگانه«ستیز- گریز» استفاده کند.

روان شناسي پسامدرن
1392/10/04 - 12:32
دكتر محمدرضا سرگلزايی

مقدمه:
با گذار انديشه ی بشري از عصر مدرن (مدرنيته) به عصر پسامدرن (پُست مدرنيزم) روان شناسي نيز دچار دگرگوني مي گردد. اين دگرگوني هم درجايگاه"اصول" و هم در جايگاه «فنون»متجلي مي شود. در اين مقاله به كنكاش در اين تحول مي پردازيم:
كلمات كليدي: روانشناسي- عصر مدرن- عصر پسامدرن
الف- پُست مدرنيزم چيست؟
گرچه در تعريف پُست مدرنيزم همچون هر اصطلاح ديگر نظرات متنّوعي وجود دارند. نگارنده اساس پُست مدرنيزم را در جريان زير مي داند:
1-جنبش «سورئاليزم» در هنر
2-جريان«پديدارشناسي» در فلسفه
3-جنبش«ساختار زدايي» درزبان شناسي
4-جريان «فيزيك كوانتومي» در علم


در باب هویّت
1392/10/04 - 12:30
دكتر محمدرضا سرگلزايی

مقدّمه
"اوشو" اندیشمند هندی می گوید معنوی ترین سوال زندگی این است : "من کیستم؟" ، و "هویّت" پاسخی است که ما به این سوال می دهیم.
گرچه سوال ، ساده است اما پاسخ آن ساده نیست. آدم ها وقتی درباره خودشان حرف می زنند درباره "خودهای" مختلفی حرف میزنند!
"کارن هورنای" روانکاو آلمانی و از "نوفرویدی ها" حداقل درباره سه "من" صحبت می کند:
Real self : من واقعی ، آنچه اکنون هستم.
Ideal self : من ایده آل ، آنچه دوست دارم بشوم.
True self : من حقیقی ، آنچه استعداد رسیدن به آن را دارم.
اما قضیه به این سادگی نیست. این سه "من" ، سه پدیده جداگانه نیستند بلکه سه پدیده "دیالکتیکی" هستند که هر یک در مقابل دیگری "تزی" است و از دیالوگش با آن "دیگری" ، سنتزی ایجاد می شود.


خاستگاه فلسفي- تاريخي روانشناسي
1392/10/04 - 12:29
دكتر محمدرضا سرگلزايي

مقدمه:
مولانا در كتاب مثنوي اش داستان مردي را ذكر مي كند كه قصد كرد نقش شير را بر بازوي خود خالكوبي كند. اما تا سوزنش نيشتر دلاَك را بر بازو حس كرد فرياد كشيد:
«چه مي كني؟ اين كجاي شير است؟» و دلاَك پاسخ گفت: «يال شير را نقش مي كنم» مرد كم طاقت فرياد زد:«يال را رها كن، شير ما يال نمي خواهد!» اما ماجرا به همين جا ختم نشد. مرد طاقت دم و شكم شير را نيز نداشت و از دلاَك درخواست كرد از آنها صرف نظر كند. چنين بود كه دلاَك زبان به اعتراض گشود كه:
شير بي يال ودُم و اشكم كه ديد؟!         
اين چنين شيري خدا كِي آفريد؟!


ترکیبی از نظریات آبراهام مازلو و الوین تافلر
1392/10/04 - 12:27
دكتر محمدرضا سرگلزايي

نظریه اروین تافلر و مازلو :
مقدمه-آبراهام مازلو چهار سطح نیاز برای انسان تعریف می کند و الوین تافلر چهار دوره ی تاریخی. در این گفتار به مقایسه تطبیقی و ترکیب این دو نظریه پرداخته ام تا نشان دهم که مفهوم سلامت روان در هر عصر تاریخی دچار چه تحولاتی می شود. این مقاله پیاده شده ی یک کلاس درس است و بنابراین از دقت یک مطلب نوشتاری بهره ی کافی ندارد.


! بی تفاوت باش
1392/10/04 - 12:24
دكتر محمدرضا سرگلزايي

 » زیگموند فروید » پایه گذار روانکاوی رفتار بشری را عمدتا ذاتی و غریزی می دانست و نتیجه می گرفت که انتخاب آگاهانه ما نقش اندکی در رفتارهایمان دارند. «جبر گرایی زیستی »
 (Biological Determinism) فرویدی ما را محدود و محصور در چارچوب الگوهایی می داند که ژن های ما به ما منتقل کرده اند.


بدعت در روانکاوی
1392/10/04 - 12:23
دكتر محمدرضا سرگلزايي

پرلز در ابتدا شیفته مکتب روانکاوری فروید بود، بی اعتنایی فروید به وی در جلسة اولین کنگرة جهانی روانکاوی باعث شد او به انشعاب راه خود فکر کند بنابراین مشی اساسی رویکرد پرلز (گشتالت تراپی) همان مشی آنالیتیک بود اما او متدولوژی فعالی را برگزید و جلسات او با تکنیک‌هایی همراه بودند که فضای سایکودراماتیک ایجاد می‌کردند.

چالش وسيعي درباره ماهيت روان
1392/10/04 - 10:47
دكتر محمدرضا سرگلزايي

حدود يك قرن قبل،‌ بحث و چالش وسيعي درباره ماهيت روان(ذهن) در بين پژوهشگران و فيلسوفان آمريكايي در جريان بود. «ويلهلم وونت» و همكاران اش براين باور بودند كه«ذهن» نيز همچون«بدن» داراي ابعاد و مختصاتي است.«ونت» نخستين«آزمايشگاه روانشناسي» را پايه گذاري كرد. او به دنبال ثبت واكنش هاي انسان ها بود تا از آن طريق«ساختار ذهن» را بشناسد.

بازي هاي نا تمام‌ « ليبيدو » در مسير زندگي
1392/10/04 - 10:43
دكتر محمدرضا سرگلزايي

سالها پيش « زيگموند فرويد » نابغه روانپزشكي ، « اصل لذت » را معرفي كرد . اين اصل بيان مي‌كند كه «‌ارگانيسم» در جستجوي محركهايي است كه به او « احساس لذت » بدهند و از محركهايي كه براي او «رنج» ‌و «‌درد» ايجاد كنند فاصله مي گيرد . جستجوي لذت و احتراز از رنج منجر به حركت ما از نقطه اي كه در آن قرار داريم به سوي نقطه ديگر مي شود، نقطه اي كه درآن لذت ببيشتري  مي بريم يا رنج و فشار كمتري را متحمل مي شويم . اين «تمايل حركت» را «انگيزش»‌ (Motivation) مي ناميم .


! ازدواج بد و طلاق خوب
1392/10/04 - 10:36
دكتر محمدرضا سرگلزايي

بر خلاف نظريات کليشه اي رايج در فضاي رسانه‌اي کشور نه ازدواج هميشه خوب است و نه طلاق هميشه بد. به هرحال در سنت و فرهنگ ما اين طوري گفته مي‌شود که ازدواج نصف دين را کامل مي‌کند، طلاق هم پايه‌هاي عرش خدا را مي‌لرزاند. خيلي از ازدواج‌ها هستند که روي سلامت جسماني، رواني و اجتماعي افراد اثر مفيد دارند. ولي بعضي از ازدواج‌ها هم روي سلامت جسماني، رواني و اجتماعي اثر مخرب دارند. همين گزاره در مورد طلاق نيز صحيح است. بنابراين هم ازدواج خوب داريم، هم ازدواج بد. هم طلاق خوب داريم، هم طلاق بد. برخلاف آن چيزي که در فرهنگ ما رايج هست، همه افراد را از نظر روان‌شناسي براي ازدواج مناسب نمي‌بينم. همان طور که هرکس براي هر شغلي مناسب نيست. مثلاً آدم گوشه گير و خجالتي به درد خبرنگار شدن نمي‌خورد. يک فردي که زود خسته مي‌شود، به درد پزشک شدن نمي‌خورد. همان طور بعضي افراد به درد ازدواج کردن نمي‌خورند. بنابراين توصيه ازدواج به صورت يک استاندارد زندگي و به عنوان يک مرحله ضروري رشد، براي همه افراد پيام غلطي است.


درباره فرانتز الكساندر
1392/10/04 - 10:7
دكتر محمدرضا سرگلزايي

با وجود سهم بزرگي كه فرانتز الكساندر در پيشبرد رواندرماني داشت بسياري از متخصصان اين حوزه چيزي بيش از نام از فرانتز الكساندر نمي شناسند.
فرانتز الكساندر پزشك اهل مجارستان پيش از آشنايي با "زيگموند فرويد"عمدتا در زمينه طب عفوني كار مي كرد ، همانطور كه آلفرد آدلر پيش از آشنايي با فرويد بيشتر در حوزه چشم پزشكي مشغول بود.فرويد مسير زندگي بسيار كسان را تغيير داد.
الكساندر پس از شركت در سمينارهاي فرويد به روانكاوي علاقمند شد و بقيه عمر خود را در اين مسير گذراند.
وي بعدها به آمريكا مهاجرت كرد و از پايه گذاران انستيتوهاي روانكاوي در آمريكا بود.
فرانتز الكساندر و بيماريهاي "روان تني"

بازی های کامپیوتری و کودکان ما
1392/09/25 - 20:59
دکتر محمد رضا سرگلزایی
صالح و هستی «تبلت» در دست مشغول بازی کامپیوتری هستند و من با دقت به بازیهاشان نگاه می کنم. قهرمان بازی- که بچه ها مسئول هدایتش هستند- باید به سرعت حرکت کند و حواسش به موانعی که هرلحظه با سرعت به او نزدیک می شوند باشد. در این شرایط در مغز بچه ها چه اتفاقاتی می افتد؟
انسان و تاريخ:از هگل تا يونگ
1392/06/23 - 23:8
دکتر محمد رضا سرگلزایی

"ويلهلم فريدريش هگل" فيلسوف قرن نوزدهم آلماني براي نخستين بار اصطلاح "روح تاريخ" را به كار برد.از نظر وي، تاريخ نيز مانند انسان، داراي روح و ديناميسم زنده اي است و مراحل تكاملي خاصي را مي گذراند.فرد انساني محصور در اين چارچوب تاريخي است و به تعبيري"تاريخ قربانگاه اراده فردي انسان است".هر حركت فردي به شرطي توفيق مي يابد كه در راستاي سير تاريخ و هماهنگ با مرحله تاريخي باشد.در غير اينصورت، تمام توش و توان انساني نيز قادر نيست موفقيت را تضمين نمايد.