روانپزشکی

تاثیر متقابل ذهن و جسم


در آزمایشی که بسیار مشهور شد، جان بارگ (John Bargh) و همکارانش از گروهی از دانشجویان دانشگاه نیویورک خواستند تا با پنج کلمه یک جمله بسازند. به یک گروه از دانشجویان کلماتی داده شد که نیمی از آنها با پیری در ارتباط بودند (مانند فراموشکار، خاکستری و چین و چروک)، وقتی دانشجویان این تمرین را به پایان رساندند، از آنان خواسته شد به اتاقی در انتهای سالن بروند و تمرین دیگری را انجام دهند. در واقع تمرین بعدی پیمودن همین مسافت کوتاه بود. پژوهشگران، بدون جلب توجه، زمانی را که افراد صرف کرده بودند تا از این سوی سالن به آن سویش بروند اندازه گرفتند. همان گونه که بارگ پیش بینی کرده بود، افرادی که با کلمات با مضمون پیری جمله ساخته بودند به شکل بارزی کُندتر از افراد گروه دیگر این مسیر را پیموده بودند. همهٔ این ها بدون هیچ گونه آگاهی صورت گرفته بود زیرا وقتی بعد از آزمایش از دانشجویان پرسيده شد، هیچ یک متوجه نشده بودند که کلماتی که برای جمله سازی به آنها داده شده بود مضمون مشترکی داشتند و تأکید داشتند کلماتی که با آنها مواجه شده بودند هیچ تأثیری در کارهایی که پس از تمرین انجام داده اند نداشته اند. فکر سالمندی به خودآگاهی این افراد نیامده بود، با این وجود، رفتارشان تغییر کرده بود. این پدیدهٔ بحث برانگیز را «پیش زمینه سازی» یا Priming (اثر زمینه بر افکار و اعمال) می نامیم.
پیوند فکر و عمل «دو طرفه» عمل می کند. پژوهش دیگری که در دانشگاهی در آلمان صورت گرفت، درست شکل معکوس پژوهشی بود که بارگ و همکارانش در نیویورک انجام دادند. از دانشجویان خواسته شده بود تا به مدت پنج دقیقه با سرعت سی گام در دقیقه (که در حدود یک سوم سرعت معمولشان بود) در اتاق راه بروند. پس از این رخداد کوتاه، شرکت کنندگان در پژوهش در تشخیص کلمات مربوط به سالمندی (نظیر فراموشکار، پیر و تنها) سریع تر از کلمات دیگر عمل کردند.

نتیجه این که اگر ذهن شما «پیش زمینه سازی» شده باشد که به سالمندی بیندیشید، شما تمایل دارید که مانند سالمندان عمل کنید و از آن سو، حرکت کردن مانند سالمندان نیز فکر کردن به سالمندی را تقویت می کند.

منبع: کتاب «تفکر سریع و کُند»، نوشتهٔ دانیل کانمن (برندهٔ جایزهٔ نوبل اقتصاد سال 2002)، ترجمهٔ فروغ تالوصمدی، نشر دُرّ دانش بهمن

دکترمحمدرضاسرگلزایی

جعبه S5