روانکاوی

موسی و یکتاپرستی، آخرین نوشته فروید


این هفته بیشتر وقت آزادم صرف مطالعه کتاب "موسی و یکتاپرستی" فروید شد. در این کتاب "زیگموند فروید" فرایند شکل گیری و تحول ادیان را مطابق با سیر شکل گیری و تحول روان نژندی در افراد بررسی کرده است. طبعا اگر کسی منطق فروید را نفهمد این جمله از فروید که "دین ، روان نژندی جمعی است"، به نظرش مغرضانه و توهین آمیز می آید. جملات فروید را باید در متن ادبیات روانکاوانه فهمید، جدا کردن آنها از متن منجر به سوتفاهم آنها میشود. اما اگر منطق فروید را بدانیم و این کتاب را در این چارچوب بخوانیم و آن را "بیانیه ای علیه مذهب" تلقی نکنیم به نتایج مهمی میرسیم:
اول - فروید در سیر تاریخی جوامع و سیر رشد و تکامل فردی یک الگوی واحد را می بیند. از نظر فروید در مراحل تطور اجتماعی جوامع همان مراحلی را میبینیم که در مراحل رشد روانی یک فرد . این "روانشناسی تطبیقی" از یک سو می تواند بسیار کمک کننده باشد و از سوی دیگر بسیار خطرناک! جنبه کمک کننده آن این است که دانشی که در هر کدام از این دو حوزه به دست می آوریم ، می تواند بخشی از نقاط تاریک حوزه دیگر را روشن کند. همچون ستون افقی و ستون عمودی یک جدول کلمات متقاطع، حوزه روانشناسی توده و حوزه روانکاوی می توانند به روشن شدن ابهام های هم کمک کنند. اما خطری که در این میان وجود دارد، خطر دچار شدن به "سفسطه دوری "(Circular Fallacy) است. سفسطه دوری به این معناست که برای درست بودن گزاره A ، گزاره B را اثبات شده فرض کنیم و گزاره B را شاهد و دلیل درستی A بگیریم و برعکس زمانی که قرار است از درستی گزاره B دفاع کنیم، گزاره A را اثبات شده فرض کنیم و آن را متکای گزاره B بگیریم! به نظر می رسد فروید در "موسی و یکتاپرستی" دچار این سفسطه شده است.

دوم - به نظر می رسد منطق فروید در اواخر عمرش (تاریخ بازنویسی نهایی این کتاب 1938 است) بسیار به منطق کارل گوستاو یونگ نزدیک شده است. در این کتاب، گر چه همچنان محور نظریه پردازی فروید "عقده اودیپ" است اما جزء جنسی عقده اودیپ بسیار کمرنگ شده و جزء "آئینی" آن پررنگ شده است. "پدر کشی" اودیپ به سبب تمایل او به همبستری با مادرش صورت نمی گیرد؛ بلکه "توتم-پدر" ، کشته می شود تا با خوردن تن و خون او روح الهی از پدر به پسر انتقال یابد. درونی کردن "پدر-خدا" به نوعی نماد تداوم کهن الگوست.

سوم - فروید شجاعت کم نظیری در بیان ایده های خود داشته است . این که فروید یهودی، روایتی از تاریخ یهود ارائه دهد که با قرائت متعارف روحانیون و عامه یهودیان همخوانی ندارد و بلکه چالش زا است؛ نشان از خلاقیت و شهامت کم نظیری دارد. به عقیده من مهم تر از این که "موسی" مصری و از تبار فرعون "ایخناتون" بوده یا نه، و مهم تر از این که مهاجرت بنی اسرائیل به رهبری "حاکم شان" موسی، تحت تعقیب هیج فرعونی صورت نگرفته؛ بلکه در عصر فترت سیاسی صورت گرفته این است که زیگموند فروید در حالی که به دلیل یهودی بودن از نازی ها گریخته و در لندن در تبعید خود خواسته است؛ شهامت این را دارد که راه خود را از سایر یهودیان هم جدا کند و "تنهاتر" شود.
کتاب "موسی و یکتاپرستی" فروید با ترجمه "صالح نجفی" توسط انتشارات "رخ داد نو" منتشر شده است.

جعبه S5