نقد

فاشیسم چیست؟

فاشيسم محصول اشرافيت فاسد است. تجمع ثروت، رفاه زدگي مي آورد و معنای رفاه زدگی افراط در کسب لذّت، تنبلی و از دست دادن اقتدار و کوشایی است؛ پس هميشه در حول وحوش اشراف رفاه زده، اوباشي جمع مي شوند كه در يك همزيستي مسالمت آميز پس ماندۀ غذاي اشراف را بخورند و از آنان محافظت كنند.
به تدريج كه اوباش گردن كلفت مي شوند تصميم مي گيرند كه اشراف را كنار بزنند و خودشان جاي آنها بنشينند.
از آنجا كه اوباش از طبقۀ پاييني جامعه " پرولتاريا " بر می خيزند، ابتدا به غلط تصور مي شود كه اين جابه جايي قدرت، خيزش تودۀ زحمتكش است! اما همانطور كه ماركس گفته است اين افراد به جاي "پرولتاريا " ،" لمپن پرولتاریا " هستند و جزو " نيروهاي واپس گرا" محسوب مي شوند.آنها نيامده اند كه ساختار را عوض كنند بلكه از ضعف اربابان شان استفاده كرده اند تا آن ها را كنار بزنند وجاي آنها بنشينند.
بنابراين گفته مي شود : فاشيسم ضد سرمايه دارهاست ولي مدافع سرمايه داري است.
فاشيسم طبقۀ نوكيسه اي را جايگزين اشراف مي كند، طبقه اي كه ظرف يك نسل خود به اشرافيت فاسد جديدي مبدل مي گردد و درون خود نطفۀ فاشيسم ديگري را مي پروراند.
از آنجا كه فاشيست ها در جايگاهي تكيه زده اند كه خود مي دانند استحقاق آن را ندارند دچار احساس حقارت عميقي هستند كه آن را با دفاع رواني " واكنش سازي " تبديل به "خودبزرگ بيني" مي كنند و احساس ابرمرد بودن مي كنند. بنابراین در همه جای جهان فاشیست ها را می شود با ادعاهای فرابشری شان شناخت.

دکترمحمدرضاسرگلزایی

جعبه S5