چند هفته پس از کشته شدن «پاتریس لومومبا» رهبر انقلابی جنبش ملی کنگو در آفریقا، شعری با نام «سرود بهار» از «دکتر عبدالله بهزادی» از اعضای حزب توده ایران در سوگ لومومبا و در همدردی و خطاب به همسر او در اسفند ماه سال 133، در هفتهنامه «سپید و سیاه» به چاپ رسید که بخشی از آن چنین بود:
«به بانوی سوگوار، که در ماتم شهید بنالید و زان نوا، دل عالمی تپید
بهاران خجسته باد!»
دکتر عبدالله بهزادی متخصص بیماریهای تنفّسی از دانشگاه پاریس بود که خود در سال 1328 به دلیل عضویت در حزب توده مدّتی به زندان افتاد. وی از سال 1332 در بابل بیماران مبتلا به سل را درمان می کرد و به واسطهٔ خدمات انسان دوستانهاش «آلبرت شوایتزر مازندران» لقب گرفته بود.
سالها پس از آن «کرامت دانشیان» با چند بیت از این شعر سرودی ساخت که خود آن را میخواند و حتی به بچههای مدرسه روستای سلیران هم آن را آموخته بود و آن ها صبحها سر صف مدرسه، به جای سرود شاهنشاهی این سرود را میخواندند. زمانیکه «دانشیان» بهخاطر فعالیتهای سیاسیاش به زندان افتاد، این سرود را به همراه دیگر رفقا در زندان میخواندند.
بعدها با اوجگیری قیام مردمی و آزادی زندانیان سیاسی، این سرود نیز توسط زندانیانی که آن را میشناختند به میان مردم آمد و در یک هفته فاصله بین بیست و دوّم بهمن ۵۷ و سالروز اعدام دانشیان و گلسرخی، رفقای کرامت دانشیان که خود را آماده برگزاری بزرگداشت این سالروز مینمودند به پیشنهاد پدرام اکبری، تصمیم به اجرای آن سرود که به «بهاران خجسته باد» در بین آنان معروف شده بود میگیرند.
وظیفه نوشتن نت این سرود به اسفندیار منفردزاده آهنگساز معروف، که خود نیز در رابطه با پروندهٔ خسرو گلسرخی توسط ساواک دستگیر و مدتی زندانی بود، سپرده میشود و او به دلیل نبودن امکانات کافی و دسترسی نداشتن به ارکستر، خود به تنهایی تمام سازها را ابتدا تک تک مینوازد و بعد همه را با هم میکس میکند. خوانندگان سرود «علی برفچی»، «عبدالله» و «ابوالفضل قهرمانی»، «فرهاد مافی»، «حسن فخار» «پدرام اکبری» و خود منفردزاده بودند.
سرانجام، هنگامی که مراسم یادبود و بزرگداشت «کرامت» و «خسرو» در مدرسه عالی تلویزیون در حال برگزار شدن بود، این هنرمندان، نوار ضبط شده و آماده «بهاران خجسته باد!» را مستقیماً از استودیو به سالن برگزاری مراسم میآورند و برای نخستین بار این سرود پخش میشود.
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمهٔ امید
به جوش آمدهست خون، درون رگ گیاه
بهار خجسته فال، خرامان رسد ز راه
بهار خجسته فال، خرامان رسد ز راه
به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار میکنند
به آنان که با قلم، تباهی درد را
به چشم جهانیان پدیدار میکنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد
به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار میکنند
به آنان که با قلم، تباهی درد را
به چشم جهانیان، پدیدار میکنند
بهاران خجسته باد،
بهاران خجسته باد
مطالب مرتبط
لینک کوتاه مطلب: https://drsargolzaei.com/?p=10957