یادداشت هفته

آزادی و تاریخ

1-به عقیده ی ویلیام گلاسر روانپزشک آمریکایی(پایه گذار تئوری انتخاب و واقعیت درمانی) نیاز به "آزادی" یکی از نیازهای پایه ی انسان است.گرچه همچون سایر نیازها (نیاز به غذا و سکس-نیاز به تفریح-نیاز به علاقه و عشق-نیاز به قدرت) کمّیت نیاز به آزادی در بین افراد و جمعیت های مختلف کاملا متفاوت و متنوّع است،وجود چنین نیازی کمتر مورد انکار و تردید قرار گرفته است.
2-براساس دیدگاه الوین تافلر(نویسنده کتاب های شوک آینده،موج سوّم،جابه جایی در قدرت و...) و استیون کیوی (2012-1932،پروفسور دانشکده کسب و کار یان هانتسمن) تاریخ بشر براساس نظام تولید و بازتولید به مراحل زیر تقسیم شده است:
اوّل مرحله ی شکار و میوه چینی،دوّم مرحله ی دامپروری و کشاورزی،سوّم مرحله ی صنعت و چهارم مرحله ی فراصنعتی.
برخی صاحب نظران در درون هر مرحله،مراحل فرعی را نیز در نظر می گیرند و مراحل زیر را پیشنهاد می کنند:
اوّل مرحله ی شکار و میوه چینی،دوّم مرحله ی دامداری،سوّم مرحله ی کشاورزی،چهارم مرحله ی سرمایه داری ملّی،پنجم مرحله ی سرمایه داری فراملّیتی و ششم مرحله ی فرا صنعتی.
در هر کدام از این مراحل،نهادهای متفاوتی آزادی انسان را تهدید می کنند.بنابراین برای این که در مسیر رفع موانع آزادی حرکت کنیم باید بدانیم که جامعه ی ما در کدامیک از مراحل فوق قرار دارد و در آن مرحله چه نهادهایی مانع آزادی هستند.
3-در مرحله ی شکار و میوه چینی میزان دسترسی انسان به غذا بسیار کم بود درنتیجه کمبودهای زیستی مهم ترین محدودکننده آزادی بشر به شمار می رفتند.در مرحله ی شکار،بشر در "کمون اشتراکی اوّلیه" زندگی می کرد که هنوز "مالکیّت" در آن شکل نگرفته بود زیرا تامین غذا تنها برای یک روز مقدور بود بنابراین چیزی باقی نمی ماند تا "پس انداز" شود و مفهوم مالکیّت در ذهن بشر ایجاد شود.گذار از این مرحله و ورود به مرحله ی کشاورزی و دامپروری به عقیده ی استیون کیوی منجر به پنجاه برابر شدن تولید غذای انسان شد بنابراین مفهوم "پس انداز" و "مالکیّت" شکل گرفت.
4-در مرحله ی کشاورزی،ساختار زندگی انسان از "کمون اشتراکی اوّلیه" خارج شد و قبیله،عشیره و خانواده شکل گرفت.از آن جا که منبع اصلی ثروت زمین بود رقابت بر سر تصاحب زمین بیشتر و حاصلخیزتر یکی از عناصر مهم در روابط اجتماعی بشر شد.کوچ های بزرگ و لشکرکشی های عظیم برای تصاحب زمین های بهتر در این دوران پدید آمدند.
از آن جا که "اتّحاد درون گروهی" عامل مهم بقای گروه ها بوده است،گروه هایی که "انتخاب خودی" (Kin Selection) بیشتری داشته اند،شانس بقای بیشتری نیز داشته اند.به همین دلیل در عصر "قراردادهای اجتماعی" و "عُرف اجتماعی" صاحب "قداست" شد و "سنّت" و "تابو" شکل گرفت.در این عصر مهم ترین موانع در برابر "آزادی" و خلّاقیت" و "فردیّت" (Individuality) انسان،نهادهای حافظ سنّت بودند:خانواده ی کسترده و مذهب عرفی.
5-از آن جا که نخستین ابزارها توسط انسان حدود یکصدهزار سال پیش ساخته شده اند "صنعت" پیشینه ای کهن دارد ولی "انقلاب صنعتی" بشر را از عصر کشاورزی به عصر صنعت منتقل کرد."انقلاب صنعتی" را مقارن با اختراع ماشین بخار می دانند،زمانی که بشر ابزاری ساخت که نیروی ماشین جای نیروی عضلانی را بگیرد.به این جابه جایی،"مکانیزاسیون" می گوییم. به گفته "استیون کیوی" مکانیزاسون دوباره دستاورد اقتصادی بشر را پنجاه برابر کرد.
این جا بود که صاحبان ابزار اقتصادی (ماشین) که "تکنوکرات ها" بودند در رقابت با صاحبان سنّتی منبع اقتصادی (زمین) قرار گرفتند که شامل دربار-کلیسا و بزرگان قبائل (در نظام های ملوک الطوایفی)بودند.در این جا حکومت (دربار) به عنوان نماینده ی نهادهای سنّتی (خانواده گسترده-مذهب-زمین داران بزرگ) به عنوان مهم ترین مانع در برابر آزادی مطرح شد.
6-"شلینگ" (Schelling) فیلسوف آلمانی (1854-1775) در "جستجوهای فلسفی درباره ی ماهیت آزادی انسان" آزادی را آغاز و پایان فلسفه می داند.تلاش فیلسوفان در هر عصری این بوده که موانع آزادی بشر را بشناسند و راه رهایی از آن موانع را روشن کنند.براین اساس فیلسوفان بزرگ در عصری که حکومت به عنوان نماینده ی نهادهای سنّتی مهم ترین مانع دربرابر آزادی بود در این جهت نظریه پردازی کردند که لازم است حکومت کمترین دخالت را در زندگی شهروندان داشته باشد و این خاستگاه "لیبرالیسم" بود.
7-یکی از برجسته ترین پژوهش های قرن هجدهم درباره آزادی و بردگی اثر ژان ژاک روسو به نام "گفتاری درباره ی نابرابری" است.روسو(1778-1712) در این رساله ادّعا می کند که حکومت ها به شیوه ی اجتناب ناپذیری به فساد،خودسری و استبداد گرایش پیدا می کنند.این نوع قدرت از نظر روسو" در ماهیت خود نامشروع است و انقلاب های جدید بایستی حکومت را تمام و کمال منحل کنند و یا آن را در جایگاه مشروع خود نهادینه کنند"
فیلسوف دیگر "ویلهلم فن همبولت" در دهه ی 1790 نوشت:"بخش دولتی نباید در هیچیک از اموری که منحصراٌ به امنیت مربوط نیست دخالت کند".همبولت یک اصل مهم آزادی کلاسیک را بیان می کند:"مداخله ی دولت در زندگی اجتماعی نامشروع است".
نظریه پردازی فیلسوفان بزرگ این عصر مثل ژان ژاک روسو،ویلهلم فن همبولت و امانوئل کانت از یک سو،و تعارض و تضاد منافع طبقه ی نوظهور "تکنوکرات" با نهادهای سنّتی صاحب قدرت و ثروت از سویی دیگر،زمینه ساز انقلاب های بزرگ این عصر شد،انقلاب هایی با هدف خلع ید از حکومت های خودکامه (Autocratic state) و ایجاد "نظام های حکومتی مشروطه" و "جمهوری".نمونه ی برجسته ی این انقلاب ها "انقلاب کبیر فرانسه" در 1789 میلادی بود که الگوی شکل گیری انقلاب مشروطیت ایران (1285-1275 شمسی) شد.
8-نوآم چامسکی فیلسوف و زبان شناس برجسته ی معاصر اعتقاد دارد که فیلسوفان کلاسیک لیبرالیست تصوّری از شیوه هایی که بخش خصوصی در دوران سرمایه داری شرکت های بزرگ (Corporate Capitalism) به خود گرفت نداشتند.از نظر "چامسکی" با وجود اقتصاد سرمایه داری غارتگر،برای صیانت از انسان و جلوگیری از تخریب زیست محیطی دخالت دولت یک ضرورت مطلق است."چامسکی" اعتقاد دارد در عصر سرمایه داری فراملّیتی، مانع آزادی انسان بیش از آن که دولت باشد روابط اقتصاد سرمایه داری است که نوعی "روابط بندگی" را تداوم می بخشد.چامسکی نظام حکومتی آمریکا را یک "حکومت نظامی حافظ سرمایه داری فراملّیتی" می داند بنابراین از دهه ی 1960 تا کنون با تصمیمات این نظام مقابله نموده است که اولین نمونه از آن سازماندهی اعتراضات دانشجویی علیه اعزام نیرو به ویتنام بود.مبارزه ی چامسکی با نظام حاکم بر امریکا،مبارزه ی کلاسیک فیلسوفان لیبرالیست با یک حکومت خودکامه ی ملّی نیست بلکه مبارزه با نهادی است که حافظ روابط اقتصاد سرمایه داری شرکت های بزرگ در سطح جهانی است.چامسکی نظام حکومتی جایگزین را یک "سوسیالیزم آزادی محور" (Libertarian Socialism) می داند.به عقیده ی من،علاوه بر "جمهوری خواهان" آمریکا،نظام حکومتی چین نیز یکی از بزرگترین حافظان روابط اقتصادی سرمایه داری شرکت های بزرگ در سطح جهانی است.چیزی که چامسکی کمتر به آن توجه داشته است!
9-در عصر "امپراطوری شرکت های فراملّیتی" مهم ترین محدودکننده ی آزادی برای بشر رسانه های وابسته به این امپراطوری هستند.این رسانه ها وظیفه دارند انسان ها را دچار یک "نیاز دائمی برای درآمد بیشتر" کنند،نیازی که باعث می شود آن ها در روابط اقتصاد سرمایه داری اسیر شوند و درباره ی "کاری که به عهده می گیرند" و "بهره کشی و استثمار" (Exploitation) حسّاس نباشند.بنابراین،شاید مبارزه برای آزادی در این عصر،مبارزه با "سبک زندگی" تجویز شده توسط رسانه های وابسته به این امپراطوری باشد.
10-مشکل "آزادی خواهانی" که در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند این است که همزمان درگیر چند مرحله ی تاریخی هستند.برای مثال فیلسوفی که در ایران دغدغه ی آزادی بشر را دارد،از یک سو رسالت "روسو" و "همبولت" را بر دوش دارد،و از سویی دیگر رسالت "چامسکی" را!شاید به همین دلیل است که اغلب فیلسوف جهان سوّمی را سردرگم و مردّد می بینیم چراکه گاهی "تکلیف اجتماعی"مربوط به این دو مرحله رسالت فیلسوفانه در تضاد باهم قرار میگیرند:
"یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب ها"

دکتر محمدرضا سرگلزایی-روانپزشک

پی نوشت ها:
1-آن چه درباره ی دوره های تاریخی نوشته ام برداشت من از کتاب های زیر بوده است:
الف-برنامه ریزی تعاملی،نوشته راسل ایکاف،ترجمه سهراب خلیلی شورینی،نشر مرکز (فصل اوّل:عصر سیستم ها)
ب-عادت هشتم،نوشته استیون کاوی ،ترجمه مهدی قرچه داغی،انتشارات پیکان
ج-جابه جایی در قدرت،نوشته الوین تافلر،ترجمه شهیندخت خوارزمی-انتشارات علم
2-آن چه درباره ی روسو،همبولت و چامسکی نوشته ام برداشت من است از سخنرانی چامسکی در ژانویه 1970 در دانشگاه لایولا در شیکاگو
ترجمه ی این سخنرانی در کتاب "چامسکی و انقلاب زبان شناسی"آمده است.این کتاب توسط دکتر رضا نیلی پور نوشته شده و توسط نشر دانژه منتشر شده است.
3-درباره ی فرایند داروینی "انتخاب خودی" و نقش آن در شکل گیری هنجارها و تابوهای اجتماعی فصل آخر کتاب زیر را بخوانید:ساخت و کار ذهن،نوشته کالین بلیک مور،ترجمه محمدرضا باطنی،انتشارات فرهنگ معاصر
4-کتاب "تئوری انتخاب" ویلیام گلاسر با ترجمه دکتر علی صاحبی توسط انتشارات سایه سخن به فارسی منتشر شده است.
کتاب "مدیریت بدون زور و اجبار" گلاسر توسط نسرین ملکی ترجمه و توسط نشر دایره منتشر شده است.
کتاب "واقعیت درمانی" گلاسر توسط دکتر محمد هوشمند ویژه ترجمه و توسط انتشارات خجسته منتشر شده است.

جعبه S5