صفحه نخست

                   

  

                                        

دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۷

آدرس کانال تلگرام: https://telegram.me/drsargolzaei

 

"کودتا"


در زبان انگلیسی کودتای نظامی military coup نامیده می شود. واژهٔ «کودتا» (به فرانسوی: coup d'état) از زبان فرانسوی وارد زبان فارسی شده است. زمانی که یک اقلّیت که طبق قانون نمی توانند قدرت را در دست داشته باشند با در دست داشتن فرماندهی نیروهای نظامی، دولت قانونی را برکنار می کنند یا رأی اکثریت را وتو (نقض) می کنند اصطلاح کودتا را به کار می بریم.
کودتای بیست و هشت مرداد کودتایی بود که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا M.I.6 و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا C.I.A علیه دولت محمّد مصدّق در مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید. پس از کودتا سرلشکر فضل الله زاهدی امور دولت را در دست گرفت و دکتر مصدق در روز ۲۹ مرداد بازداشت شد. فرمانداری نظامی به ریاست سرتیپ تیمور بختیار به تعقیب و دستگیری و شکنجه مخالفان پرداخت. شاه که ابتدا به بغداد و سپس به رُم گریخته بود به ایران بازگشت. مذاکرات نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس و چند شرکت آمریکایی و اروپائی شروع شد که در آخر به قرارداد کنسرسیوم منجر شد. بزرگ‌ترین دغدغه بریتانیایی ها در ایران، منافع مالی یا به عبارت دیگر، منابع نفتی بود. در مقابل، حضور آمریکایی ها در ایران جدید بود؛ نفت ایران در اندازه‌ای نبود که برای آمریکا حیاتی باشد. به همین جهت نیز آمریکا تا سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) هوادار ملی شدن نفت ایران بود. ولی انگلیسی‌ها برای همراه کردن آمریکایی‌ها در مورد کودتا سعی در قوی جلوه دادن احتمال به قدرت رسیدنِ کمونیست ها داشتند. اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا به خوبی نشان می‌دهد که آمریکایی ها در ایران بیش از هر چیز نگرانیهای «ژئو استراتژیک» داشتند. این اسناد نشان می‌دهد که حضور دولت شوروی در همسایگی ایران، حساسیت ویژه‌ای در دولت های آمریکا پس از جنگ جهانی ایجاد کرده بود.
شاه بر خلاف قانون که محاکمه نخست وزیر را تنها توسط دیوان عالی کشور مجاز می‌شمرد، دکتر مصدّق را در دادگاه نظامی محاکمه و به سه سال حبس مجرد (انفرادی) محکوم کرد. در جریان برگزاری دادگاه تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور در دفاع از وی سرکوب شد. وی پس از پایان زندان به روستای احمدآباد تبعید شد. شاه پس از مرگ وی گفت: «زنده و مرده‌اش در احمدآباد» و بدین ترتیب در دفن وی در قبرستان ابن بابویه جلوگیری شد.
گرچه حکومت پهلوی بیست و پنج سال پس از کودتا به حیات خود ادامه داد امّا هرگز نتوانست مشروعیّت سیاسی به دست آورد و داغ ننگ نامشروع بودن و دست نشانده و مطیع اجانب بودن هرگز از پیشانی او پاک نشد.
کودتای ۲۸ مرداد تأثیر مهمی نیز بر روابط ایران و آمریکا گذاشت که هنوز آثار آن در روابط دو کشور محسوس است.
در ۱۸ مارس سال ۲۰۰۰ میلادی مادلین آلبرایت وزیر امور خارجهٔ آمریکا در سخنرانی خود گفت:
« در سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش مؤثری در ترتیب دادن براندازی نخست‌وزیر مردمی ایران محمد مصدق داشت. دولت آیزنهاور معتقد بود که اقداماتش به دلایل استراتژیک موجهند ولی آن کودتا آشکارا باعث پس‌رفت سیر تکامل سیاسی ایران شد و تعجبی ندارد که هنوز بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلی آنان ناراحتند. علاوه براین در ربع قرن بعد از آن ایالات متحده و غرب پیوسته از رژیم شاه حمایت کردند. دولت شاه هرچند کارهای زیادی برای پیشرفت اقتصادی ایران انجام داد ولی مخالفان خود را بی‌رحمانه سرکوب کرد. »

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در ۴ آبان ۱۳۹۰/ ۲۶ اکتبر ۲۰۱۱، در دو مصاحبهٔ جداگانه با دو شبکهٔ فارسی زبان، با یادآوری پوزش مادلین آلبرایت، وزیر خارجه پیشین آمریکا، از مردم ایران به خاطر نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بار دیگر از این واقعه ابراز تأسف کرد.

دکتر محمدرضا سرگلزایی

  • سلام آقای دکتر سرگلزایی عزیز
    معمولا توصیه می‌شود که انسان بر فرآیندهای ناخودآگاه ذهنی‌اش سعی کند که آگاه شود و بتواند کنترل آن‌ها را در اختیار داشته باشد تا بتواند زندگی بهتری داشته باشد. اگر مطابق MBTI بخواهیم افراد نوع Thinking و Feeling را از این نظر مقایسه کنیم، آیا صحیح است که نتیجه بگیریم افراد نوع Thinking کنترل بهتری روی ناخودآگاه دارند؟ قاعدتاً نباید این دو نوع مکانیزم پردازش اطلاعات  برتری قطعی بر دیگری داشته باشند. 
    رفتار بالغانه‌ای که در تحلیل رفتار متقابل از آن صحبت می‌شود چه ارتباطی با این دو دارد؟ در نگاه اول به نظر می‌رسد که شخص بالغ باید رفتار از نوع Thinking انجام دهد ولی حتماً نکته‌ای در این میان وجود دارد. 
    سپاسگزارم
     
    پاسخ دکتر سرگلزایی :
    با سلام و احترام
    یونگ در کتاب «اصول نظری و شیوهٔ روان شناسی تحلیلی» (ترجمه دکتر فرزین رضاعی- انتشارات ارجمند) می گوید افرادی که کارکرد روانی غالب شان Thinking است در فهم احساسات خودشان و دیگران دچار مشکلند، زیرا Feeling کارکرد روانی مغلوب شان است. از آن طرف هم افرادی که کارکرد روانی غالب شان Feeling است در انتظام و انسجام افکارشان دچار مشکل هستند زیرا Thinking کارکرد مغلوب شان است. بنابراین گرچه رسیدن به بصیرت عقلی یا intellectual insight برای افراد با کارکرد غالب Thinking راحت تر است ولی رسیدن به True emotional insight برای هر دو دستهٔ این افراد نیاز به تقویت کارکرد ذهنی مغلوب شان دارد و گمان نمی کنم هیچکدام از این دو گروه برای زندگی بالغانه نسبت به دیگری مزیت رقابتی چشمگیری داشته باشند.
    سبز باشید
     
     
  • با سلام دوباره و عرض ارادت فراوان خدمت استاد سرگلزایی عزیز
    من فایل بسیار آموزنده (مدرنیته) شما را گوش کردم و یک سوال برایم به وجود آمد. فلاسفه گشتالتی که بر نقد دکارتی ایراد میگیرند آیا روش جایگزینی برای نقد ارائه کرده اند یا اصولا با نقد مخالف هستند؟

    سوال دیگر من این است که آیا حرکت به سمت مدرنیته، حرکت به سمت آپولونی شدن جامعه است؟ آیا جایی برای روح دیونیزوسی در مدرنیته پیش بینی شده است؟

     

     

     پاسخ دکتر سرگلزایی :

    با سلام و احترام
    ممنونم که نوشتارها و گفتارهای بنده را دنبال می فرمایید.
    اوّل این که گروهی از فلاسفهٔ گشتالتی (همچون یاسپرز، هوسرل، هایدگر) پایه گذار پدیدارشناسی آلمانی شدند که به جای نقد منطقی گزاره ها بر تجربهٔ پدیداری سوژه تأکید دارد؛ گروه دیگری از فیلسوفان گشتالتی پایه گذار جنبش پسامدرنیسم شدند که خوانش چند لایه ای (هرمنوتیک) را جایگزین نقد منطقی-ارسطویی-دکارتی می کند.

    دوّم این که گرایش (Trend) آپولونی روح مدرنیته است، بنابراین در جریان مدرنیته گرایش دیونیزوسی در بخش تاریک (سایه) روان جمعی جای گرفت،

    جنبش پُست مدرن خیزش دوبارهٔ روح دیونیزوسی بود که نیچه سخنگوی آن بود و جنبش روانکاوی و هنر پسامدرن مهم ترین فرزندان آن بودند.
    سبز باشید

     
     
  • با سلام و تشکر از مطالب خوبی که در کانال میگذارید و سهم مهمی در آگاه سازی ما داشته است . 
    امروز فرزندم که پسر است و ۱۳ سال سن دارد وقتی از مدرسه به منزل آمد درباره یکی از همکلاسی هایش که بدلیل اینکه نمره ی صفر از درس ریاضی گرفته بود توسط معلم آن درس ، تنبیه بدنی شده بود گویا معلم ابتدا دانش آموز را صدا زده و آورده بالای کلاس و سیلی به صورتش زده است و پسرم خیلی ترسیده بطوریکه به گفته ی خودش احساس ادرار پیدا کرده است . 
    این موضوع برایم خیلی متاثر کننده بود . دلم میخواد کاری برای آن دانش آموز و احتمالن بقیه که از محبت اینچنینی آن معلم بی نصیب نمی مانند ، انجام دهم . اگر مساله فرزند خودم بود تکلیفم روشن بود ولی دخالت در مساله ای که مربوط به فرزندم نیست پیامدهایی میتواند برای فرزندم داشته باشد(چون فرزندم نقص توجه و تمرکز دارد و با معلمان به اندازه ی کافی سر وکله زده ام ) با توجه به اینکه جنابعالی بارها درباره مدارس و سیستم آموزشی بیمار  در کشور ما مطالبی فرموده اید ، از شما راهنمایی در این مورد را دارم . ضمنا پسرم در مدرسه ی غیر انتفاعی تحصیل می کند . با سپاس فراوان 
     
     
    پاسخ دکتر سرگلزایی :
    با سلام و احترام
    ما نمی توانیم یک مشکل جمعی را به صورت فردی حل کنیم، ما نیاز به ایجاد تشکل های اجتماعی مردمی و سازماندهی کنش های جمعی داریم. بسیاری از والدین از من می پرسند چه باید بکنیم که عوارض جانبی این سیستم آموزشی نامطلوب را در فرزندمان از بین ببریم، پاسخ من این است که قرار نیست ما وضع موجود را بپذیریم و با ثابت فرض کردن آن، بخواهیم عوارض نامطلوب آن را رفع کنیم؛ والدین برای سلامت فرزندان شان ناچارند همچون یک فعّال اجتماعی به میدان بیایند و آموزش و پرورش را به اصلاح مُجاب کنند. از مشارکت فعّال در انجمن های اولیاء و مربیان گرفته تا تشکیل سازمان های مردم-نهاد (NGO) ، تأسیس مدارس مشارکتی ، ایجاد کمپین هایی در جهت تحریم محصولات، سیاست ها و برنامه های فرهنگی بیمارگونه و راه اندازی جریان های اجتماعی سازنده، نقد کتاب های درسی و حتی تحصّن در مدارس و ادارات آموزش و پرورش و رسانه ای کردن این کنش ها. 
    سیاست نظام حاکم این است که ما را از نقطه ضعف های شخصی مان بترساند، نمونهٔ آن همین است که می فرمایید اگر فرزند من نقص توجه یا ضعف درسی داشته باشد من شرم و نگرانی دارم از این که به چیزی در مدرسه اعتراض کنم. به همین دلیل است که ما باید جمعی حرکت کنیم، شبکه بسازیم و شبکه ها را از چارچوب فضای مجازی بیرون بکشیم و به کوچه و خیابان بیاوریم.
    کتاب «زندگی تاب آورانه» برنه براون (نشر آموزه) و کتاب «کنش های کوچک ایستادگی» (که در کانال تلگرام به اشتراک گذاشته ام) راهنماهای خوبی برای کنش های جمعی هستند.
    پیروز باشید
     
     
     
  • با سلام و ادب خدمت دکتر سرگلزایی عزیز
    آیا نظریات فروید پیرامون عقده ادیپ و الکترا و کاربردش در همانندسازی های دوره سه تا شش سالگی کودک که گفته می شود مثلا برای دختران ارتباط با مادر در این سن قوی تر جلو رود و از وسایل دخترانه و...استفاده شود تا هویت جنسی درست شکل گیرد , همچنان کاربرد دارد و می توان بر این اساس جلو رفت؟ و یا دیدگاه های جدیدی که می گویند کودکان را جنسیت زده نکنید و حتی تشویق هایی در راستای اینکه لباسها را دخترونه و پسرونه نکنید و این دست گفتگوها. نظر شما در این موارد چیست؟ و پژوهش ها چه چیز را نشان می دهند , تربیت دختر و پسر و کلا تفاوت روانشناختی زن و مرد وجود دارد یا خیر.
    سپاس از شما
     
    پاسخ دکتر سرگلزایی :
    با سلام و احترام
    چون در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد لازم است همه نظریات و روایت ها را بخوانید و بشنوید و خودتان بسنجید که کدام نظریه را مستدل تر می دانید.
    پیشنهاد می کنم کتاب های «تکامل و رفتار انسان» جان کارترایت، «تاریخ جنسیّت» میشل فوکو و «سرکوب غریزهٔ جنسی در قبایل ابتدایی» برانیسلاو مالینوسکی را بخوانید.
    بنده و جناب دکتر ایمان ایرانمنش در روزهای 25 و 26 بهمن امسال سمیناری با عنوان «زنانگی و مردانگی، از اسطوره تا علم» خواهیم داشت که به تفصیل در این زمینه صحبت خواهیم کرد.
    به زودی پوستر این سمینار در کانال، سایت و اینستاگرام بنده گذاشته خواهد شد.
    سبز باشید
     
     

یادداشت هفته

 

پنکه ای که فقط خودش را خنک می کند


گیر کرده ام که چه کاری درست است! وقتی روزنامه نگارها و اصحاب رسانه برای مصاحبه به سراغم می آیند نمی دانم وظیفه من چیست. می دانم که حرف هایم را سانسور می کنند. از یک طرف به خودم می گویم حتی اگر نصف حرف هایم را به گوش مخاطب برسانند باید راضی باشم چرا که سایت شخصی و کانال تلگرام من که بیش از چند هزار نفر خواننده ندارد. خوانندگان سایت و کانال من هم که خودشان افراد تحصیل کرده و فرهنگی هستند. اما این هفته نامه ها و روزنامه ها صدها هزار خواننده دارند، آن هم از اقشار مختلف. این گونه خودم را راضی می کنم که با آنها مصاحبه کنم

                                                  ادامه مطلب

کلاس ها

  برای اطلاع از کل برنامه های آموزشی بهار سال 1398 بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 

 برنامه های آموزشی دکتر سرگلزایی در بهار 1398 

 
الف- برنامه های آموزشی در انجمن هیپنوتیزم بالینی
تهران- شیخ بهائی شمالی- تلفن 88032039 و 09123336716
 
الف-1- کلینیک آموزشی روان درمانی التقاطی
دورهٔ آموزشی مصاحبهٔ تشخیصی، چارچوب بندی و طرح درمان
دوشنبه ها از ساعت چهار و نیم تا هفت بعد از ظهر (پنج هفته)
شروع دورهٔ اوّل از دوشنبه 19 فروردین
 
الف-2- کلاس درسنامهٔ سیناپسیس کاپلان و سادوک
سه شنبه ها از ساعت سه تا هفت بعد از ظهر
شروع دوره از 20 فروردین با فصول 17 و 18 کتاب
موضوع: رفتار جنسی، هویت جنسی و اختلالات جنسی (12 ساعت)
 
الف-3- گروه درمانی با رویکرد سایکودرام (نمایش روانی)
گروه 1- دوشنبه ها از ساعت 19:30 تا ساعت 21:30 
گروه 2- سه شنبه ها از ساعت 19:30 تا ساعت 21:30
 
 

ادامه مطلب 

جعبه S5